سفرنامه عتبات (الحمدلله الذی هدانا بولایه علی بن ابیطالب (ع) )
صبح ساعت 4:30 رفتم پائین خبری نبود به اتاق برگشتم 20 دقیقه بعد صدای مدیر کاروان بلند شده بود که داریم راه می افتیم البته راستش رو بخواید تقصیر خودمان بود که دیر با شرایط جدید خودمون تطبیق می دادیم بالاخره یه بار، دو بار، سه بار از یه کسی بد قولی ببینی دیگه دفعه چهارم خودتم باید دیر تر سر قرار حاضر شی که کمتر اعصابت داغون شه و بیشتر دنبال کارای خودت باشی اینم اخلاق بد منه دیگه که دیر با شرایط جدید آداپته میشم به هر حال ساعت 6:30 راه افتادیم به سمت مسجد کوفه حدود ساعت 8 رسیدیم به حوالی مسجد کوفه که دیگه می بایست بقیه مسیر و پیاده می رفتیم زیارت و اعمال مسجد کوفه بسیار طولانی ولی بدون اغراق باید بگویم یکی از بهترین جا هایی بود که حال معنوی خوبی در آن پیدا می کردی مخصوصا با مناجات حضرت امیر المومنین در این مسجد ... حسین کربلایی راهنمایی عراقی که دست و پا شکسته فارسی هم بلد بود کسی بود که نمازها و ادعیه این مکان شریف را می خواند و ماهم به دنبال او مقام های حضرت ابراهیم (ع) و دکه القضا و دکه التشط و معراج و محراب مسجد و مقام امام سجاد (ع) و مقام امام صادق (ع) هر کدام نمازی و دعایی قسمت شد نماز ظهر و عصر را در مسجد کوفه بخوانیم جایتان خالی بود از معدود اماکنی که می توان در آن نماز کامل در سفر خواند همین مسجد کوفه است یه ایرانی شروع به اذان گفتن به سبک آقای موذن زاده کرد که مورد تحسین همه حاضران در مسجد کوفه قرار گرفت ...
در حسینیه ای نزدیک مسجد ناهار را خوردیم و حدودا 1 الی 2 ساعت معطل شدیم برای چی خوب معلومه دیگه یکی دیگر از اعضای کاروان که خانم مسنی بود گم شده بود علیرغم ادعای مسئولین کاروان مبنی بر سفر چندین و چندم تجربه من در این سفر با گذشت چند روز بیشتر از آنها شده بود آخر سر یه بار به این مسئول کاروان گفتم آقای خلج زحمت بکشید قبل از هر حرکت به سمت اماکن زیارتی به همه افراد مسن کاروان یک کارت هتل و شماره تماس خودتونو بدید که اگر خدایی ناکرده گم شدند که میشدند دیگه اینقدر وقت برای پیدا کردنشون نذاریم اما ، بگذریم...
راهی شهر مقدس نجف اشرف شدیم که فاصله چندانی با مسجد کوفه نداشت .
الحمدلله الذی هدانا بولایه علی بن ابیطالب (ع)
از اتوبوس که پیاده شدیم مسئول کاروان به هم کاروانیها گفت که بعد از زیارت و نماز مغرب و عشاء قرارمون ایوان طلای حرم نیاید بگید به ما گفاتید قرار زیر ناودون طلا ها ما داشتیم دنبال ناودون طلا میگشتیم!!
حرم و بارگاه امیر المومنین بسیار پر ابهت و پر جاذبه است و باید رفته باشید تا بدانید چه می گویم وارد صحن که شدم دیدم یه نفر از هم کاروانیها به همراه همسرش از لابه لای نرده های ایوان حرم به ضریح حضرت خیره شده و اشک در چشمانش حلقه زده شاید مدتی مشغول حال و هوای این هم کاروانی بودم که دیدم خیلی وقت ندارم باید هم زیارت کنم و هم سری به قبرستان وادی السلام بزنم مدت اقامت که نه حضور ما در کوفه خیلی کم بود و آخر هم نشد که یه دل سیر زیارت امام معصوممان را کنیم ... نماز مغرب و عشا در حرم در دو قسمت برگذار میشد یک جا نماز جماعت به صورت کامل و جای دیگر به صورت شکسته اقامه میشد چیزی که جاهای دیگر سفرمان ندیده بودم . متاسفانه اقامت در کوفه نداشتیم از حال و هوای نماز صبح در بارگاه حضرت امیر زیاد شنیده بودم ولی قسمتمان نشد بعد از نمازعشاء راهی کربلا شدیم تا فردا مجدد به کوفه بیاییم ....
ادامه دارد
میلاد مسعود حضرت ولی عصر (عج ) مبارک باد
کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز
کارو بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز
یک نفر فردا زمین را نور باران می کند
مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز
عمریسـت که از حضور او جاماندیـــــــــــــــــــــــم