یادمان باشد...

در روایات ما روح شب قدر را به  حضرت زهرا (س) منتسب نموده اند(اللیله هی فاطمه...) و اینکه همانطور که آدمیان از درک مقام ومنزلت حضرت صدیقه آگاه نیستند از درک شب قدر نیز عاجزند (  و ما ادریک الفاطمه ) ارتباط میان شب قدر و آن حضرت (سر الله) است و من که در کار خود مانده ام از شرح و بسط آن عاجز... ولی دوستان در این شبها که برای تغییر به احسن مقدراتمان بیدار می مانیم و  به درگاه حضرت حق و مصحف شریف پناه می بریم توجه مان  به آن حضرت رنگ و بوی دیگری داشته باشد ...

((گفتم :الف گفتا :دگر  گفتم: در خانه اگر کس است یک حرف بس است))



دیگر اینکه وقتی از بزرگان دین ما بهترین اعمال را برای شب قدر سوال می کنند نه تلاوت قرآن و نه نماز های مستحبی و نه ... در پاسخ می آید بلکه می شنوند که می فرمایند بهترین اعمال  مباحث علمی و کسب علوم است.

  در این پست می خواستم بگویم حواسمان جمع باشد که دشمنان ما وشیاطین انس جوان ما را با حربه های مختلف به خود مشغول می کنند

آنانکه زمینه انحرافات اخلاقی دارند به نوعی و جوانان مذهبی ما را به نوعی دیگر

که بیشتر به قسمت دوم می پردازم

به جوانان مذهبی ما یک مهر و تسبیح و کتاب دعا می دهند تا نمازهای مستحبی شان و ادعیه مداومشان آنها را از امور زندگی کسب معارف و پیشرفتهای علمی و... بازدارند روایتی است که فردی برای نماز جماعت در مسجد حاضر نمی شد پیامبر علت غیبت او را سئوال نمودند و عرض کردند که زاهد شده است و به فلان کوه رفته و شبانه روز به عبادت خدا مشغول است پیامبر با نگاهی پرمعنا فرمودند مگر زن و فرزند ندارد معیشتشان چه می شود عرض کردند برادر این فرد به خانواده او رسیدگی می کند پیامبر خدا فرموده باشند که برادر این فرد زاهد واقعی است که به کسب حلال مشغول است...

چرا نباید دانشجویان مذهبی ما در دانشگاه و دبیرستان و... بهترینها از نظر رتبه علمی باشند چرا؟ مگر با یاد خدا و به خاطر رضای او و اعتلای کلمه حق درس خواندن و...کسب معارف    نمی تواند عبادت باشد ؟

                               

زهد واقعی مگر جز انجام واجبات و ترک محرمات چیز دیگری هم می تواند باشد؟نماز مستحبی و... پیشکش .

به یاد دارم که در یک مجلس فردی که در لباس علمای دین بود می گفت ما شرمنده ایم مسلمان داریم که نماز جعفر طیار نخوانده است و فلان کار و... انجام نداده است  گویی که مسلمان با نخواندن نماز جعفر طیار مسلمان نمی شود!

 البته دوستان از من خرده  نگیرند که ارزش امور دینی را زیر سوال می برم که خدا گواه است که قصدم از نگارش این چند خط این نبوده است و ارزش این امور را بسیار والا می دانم ولی نه به قیمت زیر پا گذاشتن آنچه به آن مکلفیم . چه اشکالی داره با وضو وبا یاد خدا درس بخوانیم و... که ارزش آن از امور عبادی مذکور اگر بیشتر نباشد کمتر نیست .

در آخر:

اگر دوستی تا به حال کلمه ای از این صفحات مسیحای دل (که می دانم مقابل اندیشه دوستان کاهی در برابر کوه است) فراگرفته است و بدین واسطه من کوچکترین حقی بر گردنش دارم از او می خواهم تا در این شبهای عزیز من را از دعای خیر خویش محروم نسازد

 

 

گر (( گدا )) کاهل بود تقصیر (( صاحبخانه )) چیست؟

 


پی نوشت

برای عرض ادب وتشکر از لطف شما دوستان خدمتتان میرسم...

به سبک مار پله زندگی می کنیم

                              

کمتر کسیه که این بازی مارو پله را بازی نکرده باشه همون بازیی که با انداختن یک مکعب و یاری کردن شانس مهره مون در زمین بازی به جلو می فت تا به هدف برسیم تو این مسیر یه سری نردبان وجود داشت که اگه به اون خونه می رسیدیم می تونستیم چند تا ردیف بالا بریم و البته مار هایی که اگه نیشمون می زدند باید چندین ردیف پایین می آمدیم و کلی از برنده شدن فاصله می گرفتیم چه حس و حالی داشت این بازی ولی چند روز پیش یه رفیق اهل دلی باب جدیدی رو با تفسیر بازی مارو پله زندگیمون به روم باز کرد می گفت:

 زندگی ما آدما هم مثله همون بازی مار وپله است تو این مسیر که جلو میریم نردبانهای زیادی وجود داره همینطور مارهای زیادی که پرتگاه زندگیمون هستندبا یه فرق اساسی که دیگه اینجا مکعبی و شانسی دیگه وجود نداره خودتی و خودت والبته اراده ات

خیلیا هم پله های نردبان را نمی بینند و رد میشن یکی  هم مثل(( حر)) تو کربلا  یه نردبان پیدا می کنه که از ته مسابقه میرسه به نقطه پایان  یه کسایی مثله ((برصیصای عابد))( که بعد از سالها عبادت و مستجاب الدعوه شدن با یه حربه ابلیس خرمن سالها عبادتش را به آتش می کشونه آخر عمرشم کافر از دنیا میره) ازنزدیکیای نقطه پایان میافتن اون ته که دیگه فرصت جبرانی هم براشون باقی نمی مونه...

دیدم راست میگه همه جوره درست در میاد این اولا که می خوای بری بالا مارها کمترن ولی چند ردیف که می ری بالا مارا هم زیاد میشن البته نردبانها هم کم نیستن...

 هنوز بعده چند رو دارم بهش فکر می کنم

             

چندتا نردبان را ندیدم نمی دونم ... مارهم که کم نیشم نزده وقتم که داره یواش یواش نه تند تند میگذره خدا به دادم برسه

شما کجای بازی هستید هرجا هستید خیلی جلوتر از منید با با صبر کنید منم برسم...

خداکنه نردبون بعدی رو از دست ندم دعام کنید...

فکیف تتقون ان کفرتم یوما یجعل الولدان شیبا( سوره مبارکه مزمل آیه 17)

شما نیز اگر کافر شویدچگونه خود را (از عذاب) می رهانید در آن روز که کودکان را پیر میکند

با خواندن این آیه چه حسی نسبت به آن روز موعود به شما دست می دهد

روزی که از شدت و سختی آن روز کودکان پیر می شوند

روزی که فرد از برادرش و از مادر و پدرش  فرار می کند و همچنین از همسر و فرزندانش

چه سخت است آن روز و چقدر هراسان می شوم وقتی که می بینم کوله باری از معاصی برای خود مهیا نموده ام تا در این مسیر بر دوش بکشم ونه چراغی فرا راه خود افروخته ام و نه...

وقتی که مولایم علی بن ابیطالب (ع) از کمی زاد و توشه این سفر و طولانی بودن راه به خدا پناه می برد

من چه دارم برای گفتن ؟

روزگارم را با فراموشی این حقیقت به سر می برم بافراموشی اینکه

ان وعد الله حق

پس چیست که من را به خدای کریمم مغرور ساخته (ماغرک بربک الکریم)

شاید کرامت اوست که اینگونه مرا در مسیر باطلم گستاخ نموده! نمی دانم...

              

 

اللهم انی اسئلک الامان یوم لا ینفع مال و لا بنون  الا من اتی الله بقلب سلیم

 

ما را زدعا کاش نسازند فراموش...

 

 اللهم رب الشهر الرمضان....

 

این بار پی نوشت را به عنوان مقدمه در طلیعه عرایضم می نویسم:

احتمالا این بار سفر بنده طولانی تر خواهد بود و تا نیمه ماه مبارک خدمت نرسم

لذا این پست را با حال و هوای ماه مبارک تقدیم می کنم . و از تک تک شما دوستان عزیزم خواهش میکنم تا در هنگام سحر و افطار بنده را از دعای خیر خویش فراموش نسازید...

ما را ز دعا کاش نسازند فراموش
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند

نظرات شما دوستان عزیز را می خوانم در اولین فرصت پاسخ مهربانیتان را می دهم

و اما...

در این ماه همانطورکه دوستان بهتر از من می دانند فر موده اند تا به جای سه وعده غذا در روز یک وعده را حذف نماییم و به ترتیبی خاص گرسنگی و تشنگی را تحمل نماییم نکته لطیفی که در این باب موجود است که ابتدا به خودم بعد به دوستان تذکر میدهم این است که در هنگام افطار و سحر نبایدچندین برابر آن وعده غذایی حذف شده را  ... بلکه این گرسنگی وتشنگی ایام ماه مبارک ما را باید به فکر افراد بی بضاعتی بیاندازد که شاید در روز یک وعده غذایی ما را هم نداشته باشند و از این زاویه دید هر روز برایشان روز ماه رمضان باشد آن وعده غذایی حذف شده متعلق به این افراد است.

 دوست من اکرام ایتام و افراد بی بضاعت مربوط به روزهای ضربت خوردن و شهادت مولایمان علی بن ابیطالب(ع) نیست. ایکاش از رنگهای مختلف سفره های افطارمان کم می شد و سفره این افراد هم رنگی می گرفت.

متاسفانه روزه بسیاری از روزه داران حکایت این کاریکاتور است که در پشت خنده ای که به واسطه دیدن آن بر لبانمان نقش می بندد غصه ای نهفته است

غصه ای که خبر از بی خبری نسبت به انسانهای دیگر دارد...

 

هر روز هزاران معجزه

چرا شق القمر و ید بیضا و اژدها شدن عصا وزنده کردن مردگان و ... که از معجزات الهی هستند باید محدود به دوره ای از زمان گذشته باشند و چرا در این دنیای کفر زده خدای متعال دریچه ای از خزائن غیبش را به روی عموم (مانند همان معجزات )نمی گشاید تا بلکه شعاعی از نور ایمان بر دلها بتابد و ایمان مومنان افزوده گردد و آنانکه در شک به سر می برند به حقانیت وجودیش پی ببرند

                

این سوالاتی است که گاه و بیگاه به ذهنم خطور می کرد  و گه گاهی هم جوابی برای آنها می یافتم

·        چه بسا افرادیکه با دیدن همین معجزات بازهم مصرانه برسر جهل خود ایستادند

·        با آمدن پیامبر ما حجت بر مردم کامل شد و قرآن معجزه ابدی او هنوز هم که هنوز است موارد ناب علمی از آن کشف می شود که حکم معجزه دارد

·        این همه موارد و مشکلات لاینحل که باز نمودن آن گره از دست بشر ساخته نیست با عنایتی مرتفع می شود

و...

ولی آن جوابی که خود به آن رسیدم وشاید هر کداممان در زمینه کاری و تحصیلی خود به آن رسیده باشیم یا خواهیم رسید نکاتی است که تعدادی از آنها را بیان میکنم اگر چه مواردی که عرض میکنم از ابتدای خلقت بشر موجود بوده اند ولی علم به آن موجود نبوده و هم اکنون نیز که به کشف مقدار کمی از آن نائل شدیم در بسیاری از موارد از مکانیسم آن آگاهی نداریم و به تعبیری هر چه در این وادی بیشتر پیش می رویم می بینیم که نا دانسته هایمان بسی بیشتر از دانسته هایمان است

کلیه انسان که یک عضو بسیار کوچک با بهره وری فراوان از ریز ترین اجزای آن وقتی متوجه می شوم هر کلیه انسان روزانه 180 لیتر خون در گردش را تصفیه می کند یعنی روزانه 36 بار کل خون بدن تصفیه می شود کاری که در افرادیکه فاقد کلیه هستند فقط هفته ای 3 بار( به جای حدودا 250 بار در بدن ) توسط دستگاه عظیم الجثه دیالیز(به جای کلیه کوچک انسان) انجام می شود که حتی همین 3 بار هم به طور کامل خون تصفیه نشده و چه عوارضی که به همراه ندارد و.....

یا سیستم هورمونی غدد درون ریز بدن انسان که به گونه ای بسیار دقیق با فعالیتها و شرایط محیطی وی تنظیم می شود مانند اینکه یک سیستم متفکر دقیق در رهبری شبانه روز ی آن دخالت داشته باشد...

و یا گردش خون بدن انسان و اجزائ موجود درآن و مغز متفکری که در هر زمان بر اساس نیاز آن منطقه خونرسانی را به آن منطقه کم یا زیاد می نماید و....

و یا سیستم عصبی و سلولهای آن که در کوتاه ترین زمان ممکن پیامهایی را در خود جابجا می کنند مثلا فاصله بر  خورد دست شما با یک جسم داغ تا کشیدن دستتان از آن جسم چقدر طول می کشد اگر بدانید که صدها فعالیت مختلف در همین فاصله کوتاه صورت می گیرد تا پیام سلول به سلول از دست به مغز و از مغز به عضلات دستتان انجام می شود و...

که البته بسیار ی از موارد دیگر  که همین موارد نیز به صورتی بسیار ساده بیان شده اند

چگونه می توان اینها را معجزه ننامید در حالیکه از به تصویر کشاندن ساده ترین این فعالیتها به عجز خود معترفیم و این فعالیتها روزانه هزاران بار در بدن ما انجام می شود نو به نو

یعنی هر روز هزاران هزار معجزه

پس چرا طبیعت شناسان و پزشکان و... خداشناس ترین افراد بر روی این کره خاکی نیستند؟

دوستی یک مثال در این زمینه برای من زد که گفتن آن خالی از لطف نیست

می گفت چطور وقتی که مدت زمانی را صرف پاک نمودن گرد و خاک ازشیشه یک ساعت می کنیم اگر در همان زمان یک نفر از ما بپرسد ساعت چند است بار دیگر به ساعت نگاه میکنیم وپاسخ او را می دهیم در زندگی ما هم معجزات فراوان است فقط باید دید سطحیمان را رها کنیم و از زاویه ای باز تر به اطراف خود توجه کنیم با نگاهی دوباره

چشمی که زیبایی ولطافت گل را مظهری از جمال پروردگار و نشانه قدرت او می بیند مصداق(( فاینما تولوا فثم وجه الله پس به هر طرف که نگاه کنید خدا را میبینید )) است همان فرد است که هر روز نسبت به روز گذشته ایمانش قویتر و گامهایش استوا ر تر است     

            

ایکاش من هم ...

                        


پی نوشت: در روزهای آینده به دلیل سفرهای کاری خارج از تهران احتمالا تا حدودی دسترسیم به ایترنت محدود خواهد شد لذا از شما دوستان پیشاپیش از بابت عدم حضورعذر خواهی مینمایم.

پیامهای شمادوستان بزرگوار را می خوانم در اولین فرصت پاسخ مهربانیتان را میدهم.

                                                                                                             التماس دعا