شنیدم سجیتکم الکرم امام رضا
شما رو رها کنم کجا برم امام رضا
تو که آخر گره مو وا می کنی امام رضا
پس چرا امروز و فردا میکنی امام رضا...
از دوستانی که ابراز لطف فرمودند و از احوال من جویا شدند تشکر می کنم
فعلا سخت مشغول درس خواندن برای امتحان تخصص هستم و محتاج دعای همه دوستان...

از شيخ صدوق نقل شده که فرمود: افضل اعمال در احياي شب قدر «مذاکره علمي» است
ملتمس دعای خوبان
چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی
خدای چاره ساز را چرا صدا نمی کنی... اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا
پی نوشت
وقت کردید به یه وبلاگ تازه تاسیس که حاصل جلسات علمی فرهنگی عقیدتیه خانم حبیبی با تعدادی از دوستانشونه سر بزنید زندگانی بهتر
از همه دوستان بابت کمبود فرصت جهت سر زدن به وبلاگهای ارزشمندشان پوزش میخوام
از دوستانی هم که زحمت کشیده بودند و روز پزشک رو تبریک گفتند صمیمانه سپاسگزارم
يكي از متهمان پرونده حوادث اخير تهران گفت:(( دفتر اين سايت در يكي از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغي كه به ما ارائه ميشد از طريق چكي از سوي دانشگاه آزاد بود))
اگر این خبر صحت داشته باشه بیش از همه دانشجویان دانشگاه آزاد باید به حال زار خودشون شیون کنند که هزینه های سرسام آوری که بابت ترمهای مختلف دانشگاهی از آنها اخذ میشه صرف چه کارهایی که نمیشه
این روزا و شبا من و خانم حبیبی رو از دعای خیرتون فراموش نکنید چشم به راه دعا های گره گشای شما هستیم ما هم اگر لایق باشیم دعاگوی همه دوستان
زکعبه عزم سر کن بدین دیار بیا
------------------------------------------
امام موسی کاظم (ع) : بكوشيد كه اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:
1- قسمتى براى مناجات با خدا، 2 ـ قسمتى براى تهيّه معاش، 3 ـ قسمتى براى معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد كه عيبهاى شما را به شما مى فهمانند و در دل به شما اخلاص مى ورزند، 4 ـ و قسمتى را هم در آن خلوت مى كنيد براى درك لذّتهاى حلال [و تفريحات سالم] و به وسيله انجام اين قسمت است كه بر انجامِ وظايف آن سه قسمت ديگر توانا مى شويد.
این روز غمبار را به دوستان تسلیت می گویم
جای گله گزاری زیاد است بابت همه سر نزدنام و دوستان حق دارن که دیگه مسیحای دل رو به دست فراموشی بسپارن این چند وقته خیلی بی حوصله شدم از یه طرف خطوط اینترنت مشکل دار بود و قشنگترین بهانه هم سفری بود که در این ایام به بارگاه ثامن الحجج بعد از مدتها داشتم جای همه دوستان خالی بود البته به واقع دعا گوی همه دوستان بودم
این روزا روزای رحمت و مغفرته خوش بحال کسایی که قدر این ایام رو بدونن
همدیگرو دعا کنید که همه محتاج دعا هستیم
این روزا دلم برای آسمون آبی دلای باصفای مردم تنگ شده
این روزا دلم برای خرمن آبرویی که در دنیا کسب کرده بودیم و یک شبه همه را به آتش کشیدیم میسوزه
این روزا دلم آرامشی که قدرشو ندونستیم می خواد
این روزا ...
این روزا به خودم میگم خوش به حال اونایی که رفتنو این روزای نابسامانی و توهین به هر چه برایمان به نوعی تقدس داشت را ندیدند
این روزا اون روزایی نیست که منتظرش بودیم
شنیدم ((سی ان ان)) شبا برامون ساعت 10 الله اکبر پخش میکنه و توی تهران یه عده مسجد آتش زدن چه چیزا که نشنیدیم و ندیدیدم تو این چند وقت چیزایی که اگه قبل از این می شنیدیدم میگفتیم خدا به دور مگه ممکنه و دیدیم که ممکنه ...
از سیاست بازی سیاست بازان خسته شده ام از نقابهای زیبایی که به چهره های کریه قدرت طلب زده میشه خسته شدم آخه مگه اینجا همون ایران اسلامی نیست که باید کسانی که می خواهند بر مسند قدرت تکیه زنند خود را خادم ملت بدانند فاین تذهبون فاین تذهبون فاین تذهبون ...؟
چه چیزی باعث شده تا سیاست بازان ما صدای پنجه گرگهای وحشی و درنده در کمین این کشور و مردم را که پنجه بر دروازه های ایران می سایند نشنوند چه عاملی باعث کورشدن چشمان آنها شده است که این همه خط و نشانهای کذا و کذا را نبینند
آبروی این نظام یک شبه بدست نیامد که یک شبه بر باد رفت بهای آن را دادیم بهترین جوانان این کشور که یک موی آنها به هزاران نفر از این خائنین به مردم شرف داشت در هنگام آبیاری نهال این نظام با خونشان ، فریاد زدند که ((پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکتتان نرسد)) الحق و الانصاف که هدر دهنگان خوبی هستیم به یکباره هرچه از آبرو و اعتبار داشتیم هیزم آتش بی غیرتی قدرت طلبان کردیم .
خواهر خوبی که فرمودید این ایام جای سکوت نیست چه بگویم از دلی که خون شده هیچ وقت فکر نمی کردم نوای الله اکبر دلم را مشوش نماید اما ...به فدای دل غمزده مولایمان علی (ع) وقتی که قرآن را سر نیزه منافقان دید ... این روزا دوست داشتم فریاد بزنم عزتمان را فدای به قدرت رسیدنی نکنیم که از آب بینی بز مریض برای مولایمان علی پست تر بود دیدم که صدایم در میان این همه هیاهو گم میشود گفتم سکوت کنم بهتر است این هم برای آن بود که عریضه مسیحای دل خالی نماند وگرنه قصه غصه ما بدینجا ختم نمی شود ...

امیدوارم که خائنین به خونهای ریخته شده در راه اعتلای این نظام به تیر غیب حضرت حق گرفتار شوند وامنیت و آرامش دوباره به میهن عزیزم بازگردد(الهی آمین)

الحمدلله قضیه انتخابات هم ختم به خیر شد امید وارم که دولت آقای دکتر احمدی نژاد با بهره گیری از انتقادات سازنده ای (و نه مخرب) که در این روزهای پر تب و تاب مطرح گردید به سمت یک جامعه آرمانی پیش روند
بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق در واكنش به نامه هاشمي رفسنجاني به رهبر معظم انقلاب با صدور بيانيه اي اعلام كرد:
نامه سرگشاده جنابعالي به رهبر معظم انقلاب اسلامي (دام ظله الشريف) مشاهده و موجب تاسف فراوان گرديد.
درباره اين نامه، نكات بسياري وجود دارد كه در ذيل به اهم آنها اشاره مي شود:
1-اصل نگار ش نامه به رهبر انقلاب از سوي مسئولين، امري غيرمعمول نبوده است، اما نگارش نامهاي سرگشاده به رهبري معظم و استفاده از تعابير تعريض آميز به مقام ولايت، گستاخي كم سابقهاي است كه در وقت مناسب با برخورد شديد جنبش دانشجويي مواجه خواهد شد. براي مثال در جايي نوشته ايد "رهبري معظم صلاح را در سكوت ديدهاند " و در جاي ديگر آورده ايد: "از جنابعالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهد است، هرگونه كه صلاح مي دانيد اقدام موثري بنماييد. "
اگر رهبر انقلاب صلاح را در سكوت دانستهاند، نگارش جملات طلبكارانه اينچنيني چه معنايي دارد؟
2- مقايسه دولت خدمتگزار نهم، كه بارها و بارها مورد حمايت هاي بيدريغ و ويژه رهبر معظم انقلاب قرارگرفته است با منافقان و گروههاي ضد انقلاب و دولت بني صدر از سوي جنابعالي از تعابيري است كه حقيقتاً موجب تاسف و تاثراست و ميزان انطباق نظرات شما با رهبر انقلاب را نمايش ميدهد.
3- جنابعالي در جاي جاي اين نامه، خود را با شهيد مظلوم آيتالله بهشتي مقايسه كردهايد كه حقيقتاً اين مقايسه مظلوميتي مضاعف براي آن شهيد بزرگوار است. متاسفانه تذكرات مكرر دلسوزان نظام و انقلاب به شما درباره نحوه زندگي جنابعالي و اطرافيانتان و بي توجهي جنابعالي به اين نصيحت هاي خيرخواهانه كار را بدانجا رساند كه يكي از مسئولان نظام اسلامي مجبور به افشاگري اين حقايق در تريبوني عمومي گشت؛ به عبارت ديگر نظام اسلامي چنان ضربهاي از اين بي توجهي و تغافل نسبت به سو استفاده مختلفي كه درچارچوب هاي معيوب و ناقص قانوني كشور انجام شده، خورده سات كه براي دغدغه مندان انقلاب راهي جز دادخواهي از محضر ملت بزرگ ايران باقي نگذاشته است.
بسيج دانشجويي صراحتاً و از روي دلسوزي به جنابعالي توصيه ميكند كه مراقب اطرافيانتان باشيد تا انقلاب اسلامي شاهد حوادث تلخ مشابهي نظيرآنچه تاكنون اتفاق افتاده نباشد.
4- جنابعالي همچنين در سرتاسر اين نامه فضايي سياه و تاريك از وضعيت موجود كشور نماياندهايد كه علي رغم مخالفت با واقعيت موجود و بيانات صريح رهبر معظم انقلاب، جنبش دانشجويي را به يادنامه امام جمعه مستعفي اصفهان مي اندازد كه با پاسخ انقلابي مردم غيور اصفهان مواجه شد.
5- جنبش دانشجويي ايران - همانگونه كه بارها و بارها نيز اعلام كرده است خواهان بررسي وضعيت اقتصادي حضرتعالي و اطرافيان و برخي از مديران كشور در گذشته و در حال در دادگاهي صالحه بوده و هست و اكنون نيز كه در برخي از مديران كشور در گذشته و حال در دادگاهي صالحه بوده و هست و اكنون نيز كه در فضاي انتخابات تنها سرفصل برخي از مفاسد راجع به خانواده جنابعالي و برخي ديگر از مديران مطرح شده است فرصت را مناسب تر از هميشه ديده و از دستگاه قضايي ميخواهد در دادگاهي علني و در محضر ملت شريف ايران به اتهامات مطرح شده رسيدگي كند و بيترديد در صورت كوتاهي دستگاه قضايي - همانگونه كه تاكنون اتفاق افتاده است دادگاه افكار عمومي در اين باره به قضاوت خواهد نشست.
چپ
علیه
خدمتگزار
وقتی رهبر در صحبتهایشان واضحا می گویند که من این جمله را که برخی می گویند ما در سیاست خارجی کشورمان دچار خواری و ذلت شده ایم نمی پذیرم تکرار مکرر همین جمله و قریب به آن از طرف یک کاندیدا چه معنی غیر از مخالفت صریح با ولایت فقیه می تواند داشته باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سالروز رحلت بنیانگزار انقلاب اسلامی امام خمینی به همه دوستان تسلیت باد
امید که راهش امروز در پیچ و خم و فراز و نشیب سیاست بازیها گم نشود (خدایش بیامرزد)
۱ سال به سالهای زندگیم افزوده شد و بیست و هشت بهار را دیدم و همچنان منتظر استشاق هوای تازه بهاری در دولت مهدوی هستم (خدایا برسانش پیش از آنکه بهاران زندگیم رو به خزان رود)
از کلیه دوستانی که به انحائ مختلف بنده را مورد لطف قرارداده و شرمنده فرمودند سپاسگزارم
آخرم اینکه خیلی هم بدم نمیاد صاحبان قدرت و ثروت یه گوش مالی درست حسابی داده شن فک کنم به هزینه اش بیارزه
جز او که به فریاد دل ما برسد
یا رب سببی ساز که در روز جزا
پرونده ما به دست زهرا (ع)برسد

ایام حزن و مصائب اهل بیت (ع) بر همه شیعیان تسلیت باد.
پی نوشت:
انا لله و انا الیه راجعون
اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شی

واقعا که این مصیبت بزرگ با هیچ چیز جبران نمی شود
شادی روح این عالم ربانی فاتحه ای بخوانیم (بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین...)
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش...

پی نوشت
افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد...
چندبار به خودم گفته بودم ۱۲ اردیبهشت یادت نره( البته نه برای روز معلم بودنش بلکه به خاطره جشن تولد یه سالگی مسیحای دل) بازم یادم رفت ...همین پارسال بود که برای اولین پستم رفتم یه مطلب در مورد استاد شهید مطهری از یه جا کپی پیست کردم چه زود گذشت... شاید اوایل فک میکردم وبلاگ زدن خیلی راحته ولی گذر زمان و تلمذ نزد استادان بزرگوارم در این دنیای مجازی به من درس داد که خوراک معنوی گذاشتن بر سر این سفره برای استفاده خوانندگان کار هر کسی نیست و گرنه کپی و پیست کردن که ... درس گرفتم که در مورد آنچه در این صفحات می نویسم مسئولیت اخروی دارم یاد گرفتم که انچه می نویسم بار مسئولیتم را سنگین تر می کند و آموختم که در این دنیای مجازی هم می توان دوستان حقیقی پیدا کرد و...
یادم رفته بود تولد این صفحات مقارن با روز بزرگداشت معلم است ولی شاید دیر نشده باشد که از همه دوستان بزرگواری که در این یک سال حضورم در عرصه وبلاگ نویسی به من درس ها دادند تشکر کنم
از دوستانی که فرصت نشد به وبلاگشان سری بزنم و از مطالب ارزشمندشان استفاده ببرم پوزش می طلبم و میدانم که بزرگوارانه عفو می فرمایند
کم گوی و به جز مصلحت خویش مگوی
چیزی که نپرسند تو از پیش مگوی
دادند دو گوش و یک زبانت ز آغاز
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگوی
اللسان جرمه صغير و جرمه كبير
زبان جرم آن (كميت آن ) ناچيز و اما گناه و عصيان آن بسى بزرگ است
پس از متلاشي شدن شبكه اينترنتي سايتهاي مستهجن(۲۹ اسفند )، ايميلي از سوي فردي برايم ارسال شد كه ميگويد از مشتريان ثابت سايتهاي مستهجن بوده و اكنون از كار خود پشيمان است.
اين فرد در بخشي از نامه خود با اشاره به افشاي هويت واقعي سايتهاي مستهجن، نوشت: " اين نامه رو من اول براي دل خودم نوشتم ولي بعد از اينكه به طور اتفاقي به وبلاگ شما اومدم و نزديك بودن شما رو بعنوان يه خبرنگار به بازديد كنندههاي وبلاگتون ديدم تصميم گرفتم كه اون رو براي شما بفرستم...
متن كامل دردنوشته اين قرباني سايتهاي مستهجن - كه ايميل وي نزد بنده محفوظ است- به اين شرح است:
" در حقيقت كساني كه كفر را به بهاي ايمان خريدند هرگز به خداوند هيچ زياني نخواهند رسانيد و براي آنان عذابي دردناك است "
تا حالا هيچ جمله اي اينقدر منو تحت تاثير خودش قرار نداده بود . نميدونم الان كه اين رو مينويسم كسي اينو ميخونه يا نه؟ اصلا كسي اهميتي به اين نوشته ي من ميده يا نه. اما الان كه پر از گناهم و تازه متوجه شدم كه چي كار كردم و با چه افرادي طرف بودم شديدا ناراحتم . ايكاش هيچوقت وسوسه نمي شدم به اينكه وارد اين سايت ها بشم.
الان كه فكر ميكنم مي بينم كه عضويت در اين سايت ها هيچ چيزي به من نداد . هيچ چيزي به من نداد و از طرفي توي همين مدت كوتاه كه عضو اين سايت ها بودم انسانيت من رو تا حدودي ازم گرفت و موجب شد تا خودم رو گم كنم . چيزي رو كه خانواده ي من طي ساليان سال به من ياد دادن رو يكباره فراموش كنم.راستش من ضعيف بودم و شخص ديگه اي رو مقصر نميدونم . تمام اين سايت ها با قوت و توان اعضا هست كه جون ميگيرن و اگه من و خيلي هاي ديگه خودمون رو كنترل ميكرديم و پذيراي شكست براي يك لحظه خوشي نمي شديم هيچوقت اين سايت ها اينقدر گسترش پيدا نميكردن.
خيلي از ماها كه از اعضاي اين سايت ها بوديم بيشتر براي سرگرمي و گذروندن لحظه هاي زندگي مدام به فعاليت در سايت مشغول بوديم و من خوشحالم از اينكه با فعاليتهاي من آبروي هيچ انساني نرفت و خوشحالم كه ناموس كسي به دست من به بازيچهاي براي هوس بازان تبديل نشد. من خاك پاي سيد الشهدا هستم ولي انگار كه كور شده باشم، هيچ چيزي از اهانت به ايشون رو نديدم. من متوجه اين توهين به ايشون و همچنين شخص بزرگي مثل حضرت امام خميني نشدم. من خودم به شخصه ديدم فردي رو كه اين بزرگواران و مقدسات اهانت كرد و كور شد. حالا ديگه نميدونم چه طوري ماه محرم امسال سرم رو بالا بگيرم و توي هيئتش سينه زني كنم؛ مني كه تو گرداب اسير شدم، اونهم بدست خودم.
بهتر بگم كه ما مديران اصلي سايت رو نشناختيم . همه ما مسلمان هستيم و اگه هم نباشيم به خدا ايمان داريم و واي بر مني كه اينقدر خودم رو آلوده گناه كردم و توي سايت هايي فعاليت كردم كه به سيد الشهدا و امامان معصوم اهانت كردن.
راستش من مشكل كمبود دوست داشتم. يعني با اينكه سعي ميكردم با همه مهربون باشم اما دوست و رفيق كم داشتم و اين منو عذاب ميداد و وقتي كه با سايت و جو به ظاهر آرامش بخش اون مواجه شدم، احساس كردم كه اين همون چيزيه كه كم داشتم. وقتي كه اون آيه قرآني رو به جاي صفحه اصلي سايت ديدم [سپاه پاسداران پس از هك كردن سايتهاي مستهجن، آيه اي از قرآن بر روي صفحات آنها قرار داده است] يك لحظه به خودم اومدم و عميقا به اين آيه فكر كردم؛


ايكاش خيلي وقت پيش تر به خودم ميومدم و يه شب با خودم خلوت ميكردم و مشكلاتمو بين خودم و خداي خودم حل ميكردم نه اينكه نمك رو به جاي مرحم به زخمم بپاشم و سوز زخمم رو وقتي حس كنم كه ديگه كار از كار گذشته.
حتما وقتي كه اين متن رو ميخونيد ميگيد كه طرف هر كاري دلش خواسته كرده و خوشيهاي خودشو انجام داده و اون لحظه اي كه توي سايت بوده به ياد خدا و پشيماني نبوده و حالا كه سايت ها مسدود شدن يكدفعه به ياد خدا افتاده. من به همه اينهايي كه اين حرف رو بزنن حق ميدم و هيچ جوابي ندارم بهشون بدم . شايد اگه خيلي از بحران هاي روحي و رواني نوجواني و جواني وجود نداشتند هيچ كدوم از ماها به اون سايت ها نمي رفتيم.
امشب ياد زماني افتادم كه نماز ميخوندم و ياد روزهايي افتادم كه توي مسابقات قرآني مقام كسب مي كردم. خودم رو از نظر روحي مقايسه كردم با زمان حالم و چيزي جز پشيماني رو احساس نكردم.
بيش از ده هزار سايت اينترنتي سرگرم فعاليت تخريبي عليه دين مبين اسلام و مسلمانان هستند. اين جمله رو عينا از سايت گرداب خوندم و متوجه شدم كه چه ديني دارم و بايد با چنگ و دندون ازش محافظت كنم.
ذهنيت من از مديران سايت ها افرادي بود با سن هاي كم و از نوع و جنس خودم ولي حالا كه عكس ها رو مشاهده كردم و اونها رو با او چيزي كه در ذهنم بود مقايسه كردم متوجه شدم كه در چه خواب غفلتي به سر ميبردم.
اميدوارم كه ديگه سايت هاي اين چنيني ايجاد نشن و افرادي كه قصد ايجاد اين سايت ها رو دارن، منصرف بشن و به خودشون بيان و با اينكار نفرين ميليون ها انسان رو براي خودشون قرار ندن. شيطان خيلي با نفوذتر از اون چيزيه كه در ذهن من بود. در قالب يك سايت، در قالب يك عكس، درقالب يه موسيقي، در قالب يه حرف و يه كلام ساده.
از خدا ميخوام كه همه ما رو كه قرباني سادگي و مشكلات شخصي خودمون شديم رو ببخشه. چه بسا دختران و پسران ساده و خوبي كه در اين پنج سال برپايي اين سايت ها آبروشون رفت و مسير زندگي اونها تا آخر عمر تغيير پيدا كرد.
و باز هم خدا رو شكر ميكنم كه من عامل آبرو ريزي حتي يك نفر نشدم و گرنه هيچ وقت خودم رو نمي بخشيدم، گرچه به اين راحتي نميتونم اين ماجرا رو فراموش كنم؛ امروز دعاي شش قفل رو خوندم تا شايد كمي مورد بخشايش قرار بگيرم ولي ميدونم كه اين دعاي من ذره اي به آسمان نرفت . تمام تلاشم رو ميكنم باز هم روزي برسه كه خودم رو به خدا نزديك ببينم گر چه اون به من نزديك تر از رگ گردنه.
اين نامه رو من اول براي دل خودم نوشتم ولي بعد از اينكه به طور اتفاقي به وبلاگ شما اومدم و نزديك بودن شما رو بعنوان يه خبرنگار به بازديد كننده هاي وبلاگتون ديدم تصميم گرفتم كه اون رو براي شما بفرستم.
اول خواستم بعنوان يه نظر در سايت اين مطلب رو بنويسم ولي بعد تصميم گرفتم كه ايميل بزنم براي شما.
براي ماهايي كه عضو سايت بوديم ، الان اين موضوع كه قصد مديران سايت ها برچيدن اسلام و از پا انداختن كشورمون بوده مثل يه وزنه دويست كيلويي هست كه تازه به سرمون فرود اومده.
پی نوشت
امروز متوجه شدم وبلاگ نرگسی عزیز هک شده خیلی غصه دار شدم خداکنه این هکر هر کی که هست هر چه زودتر سر عقل بیاد...
حیفه این همه لطافت و آرامش وبلاگ نرگسی نیست که تار عنکبوت حسادت روش بیافته

نو بهار است در آن کوش که خوش دل باشی
که بسی گْل بدمد باز تو در گٍل باشی
روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است
گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است
نور عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد

ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدانمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا
خدا قسمت کنه!
یوسف از جرم زلیخا مدتی زندان برفت
مهدی از اعمال ما حبس ابد گریده است

عید و سالروز شادی اهل بیت عصمت وطهارت بر شیعیان مبارک باد
رنجها و مصائبی که در دنیا به ما می رسه گهگاهی آزمایش و گاهی نتیجه عمل سوئی است که انجام داده ایم و به نوعی نتیجه آنرا می بنیم...
استاد عزیزی می فرمود اگر زمانی گرفتاری و رنج و بلایی به شما بعد از گناهی که انجام داده اید رسید باید خوشحال هم باشید که حضرت حق جل و اعلی شما را بازخواست نموده است زمانی باید نگران باشیم که نه تنها بعد از معصیت گرفتاری به ما روی نمی آورد که اعمالمان تسهیل شده تر پیش می رود چرا که ممکن است دراثر کثرت معاصی در سنتی از سنتهای خدای متعال باشیم که ما را به خودمان واگذار نموده است و به ما فرصت می دهد تا بر گناهانمان بیافزاییم و...

در همه حال از خدا بخواهیم تا ما را به خود وانگذارد حتی به اندازه پلک بر هم زدنی:
اللهم لا تکلنا علی انفسنا طرفه عین ابدا
در زمانهای گذشته فردی بادیه نشین به شیوه پیشینیان جهت جمع کردن آب گودالی در زمین حفر نمود و به امید بارش باران و جمع کردن آب باران در گودال نشست چندی بعد با بارشی که صورت گرفت آب خوبی در این گودال جمع شد مرد آب را در ظرفی ریخت و بعد از مدتی فکر کردن در مورد چه کردن و چه نکردن با آب راهی دربارپادشاه شد تا آب را به رسم پیشکش تقدیم کند وارد دربار که شد همه با نگاهی کنجکاوانه به ظرف آبی که در دست ان مرد بود به فکر فرو رفتند که پادشاه چه برخوردی با وی خواهد کرد پادشاه استقبال گرمی از آن مرد کرد و در عوض آن ظرف آب سکه های طلا به او داد مرد که از دربار پا بیرون نهاد شاه دستور داد تا آن اب گل آلود را دور بریزند !
چندی پیش این حکایت را از بزرگواری شنیدم و آنچه برایم جالبتر از این داستان بود تفسیری بود که آن بزرگوار داشتند و آن اینکه...
حکایت بادیه نشین و آب گل آلود و دربار پادشاه حکایت غفلت زدگانی چون من است که نمازهای نخ نما شده مان را به درگاه حضرت حق می فرستیم و خدا هم به رویمان نمی آورد ولی...

بابت سر نزدن به وبلاگ دوستان عذر خواهی میکنم انشا الله به زودی خدمت می رسم...
این روزا چندنفر از دوستان بابت امتحاناتی که پیش رو دارند التماس دعا گفتند امیدوارم که خدای ارحم الراحمین دعای این بنده سراپا تقصیرش که بندگان خوبش ظن نیک به او دارند رو به هدف اجابت برسونه (الهی آمین)
نمی دونم تا حالا بالا سر کسی که به قول ما ((کد)) خورده و به قول شما داره جون میده بودید یا نه !
در مراکز درمانی گروهی برای انجام عملیات احیا قلبی و ریوی همیشه حضور دارند وقتی تو یکی از بخشهای بیمارستان بیماری وضعیت جسمانیش رو به وخامت میره این گروه با عنوانی مثله(( کد 20 )) یا (( کد 99 )) پیج میشن تا در بالین بیمار حضور پیدا کنند و با انجام عملیات احیا آخرین تلاشهای درمانی جهت بازگرداندن فرد انجام گیرد برای کسانی که دفعات اولشون باشه که به مشاهده این گروه می پردازن بسیار صحنه نفس گیریه ...
آخرین باری که در یک گروه احیا بر بالین یک بیمار حاضر شدم 3 روز قبل بود که بیمار یه پیر زن سن وسال دار و دیالیزی بود که کسی امید به برگشتش نداشت ولی عمرش به دنیا بودو عملیات احیا نتیجه داد چه احساس شعفی سراسر وجود آدم رو فرامی گیره وصف ناشدنیه وقتی خبر احیا موفقیت آمیز رو به چشمان نگران و منتظر پشت در میرسونی ...

غرض اینکه دلم داره به مرحله ای میرسه که نیاز به احیا پیدا کنه اونم نه به دست هر طبیبی بلکه به دست با کفایت مسیحای دلی که دم مسیحاییش کار هزار تا گروه CPR را انجام میده کاش قبل از اینکه این دل زنگار گرفته ام expire بشه طبیبی که باید برسه ،برسه کاش چشمان نگران همه اونایی که از عالم باقی منتظر شنیدن شفای دل من و امثال منه گناه آلوده است لبریز شادی بشه .
به چه می اندیشند در چه فکری بودند به کجا ره بردند ...

به چه می اندیشم در چه فکری هستم به کجا خواهم رفت...

پی نوشت
امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است....

این پیروزی بر تمام مسلمانان جهان مبارک باشه
اگرچه دوست نداشتم صفحات مسیحای دل را با عکس این خائنان که همیشه با خیانتشان تیشه به ریشه اسلام زده اند نا پاک کنم اما یک ضرب المثل ضمیمه کرده ام تا حق مطلب ادا شود...


به قول معروف :زمستون میگذره و روسیاهیش به ذغال می مونه
در پاسخ دوستانی که در پیامهای خصوصی و غیره درخواست فرموده بودند کد لوگوهای تحریم شرکتهای صهیونیستی را برایشان بنویسم این پست که مربوط به چند ماه پیش می شود( ولی با انگیزه بیشتر درپی محقق کردن آن باید باشیم )را دوباره آوردم اگر تمایل داشتید شما هم در وبلاگتان تبلیغ تحریم این شرکتها را بگذارید تا دوستان دیگر هم مطلع شوند...



توجه : برای کپی کردن آدرسهای بالا را دوباره آوردم همین آدرسها رو کپی کنید فقط علامت > در ابتدای خط فراموش نشود( دقیقا مانند بالا در ابتدای خط ... img src>)
img src="http://i30.tinypic.com/1zlbuza.jpg" border="0" alt="تحریم کالای اسرائیلی">
img src="http://i25.tinypic.com/v33via.gif" border="0" alt="تحریم کالای اسرائیلی">

دوستان مسیحای دل که تاکنون به جمع دشمنان صهیونیسم پیوسته اند:
۲ بصائر
۳آستان مقدس امامزادگان چهل اختران انجدان
۱۱خاکریز
۱۲تنفس صبح
۱۸روضه
۱۹رهایی
۲۲رنگارنگه
۲۴منجی مهر
۲۵همیشه یادم بیار هر لحظه به یادت باشم
۲۶شب هجران
۲۹ترنم عشق
۳۰نرگسی
۳۲ترنم عشق
دوست من شما نیز به جمع ما بپیوندید.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
Gaza

-------------------------------------------------------------------------------------
gazza



این یکی که خیلی دلم رو سوزوند...
زلزله نسل کشی در غزه که هیچ بنگاه سخن پراکنی حامی حقوق بشر خبری از آن نمیدهد...

آبى براى رفع عطش در گلو نريخت
جان داد تشنه كام و به خاك آبرو نريخت
دستش ز دست رفت ، و به دندان گرفت مشك
كاخ بلند همت خود را فرو نريخت
چون مهر خفت ، در دل خون شفق وليك
اشكى به پيش دشمن خفاش خو نريخت
چون رشته اميد بريدش ز آب ، گفت
خاكى ، چو من كسى به سر آرزو نريخت

عکس فوق طواف آب را گرد مزار مطهر ساقی کربلا نشان می دهد
آنچه که باعث شد سخنان فرزند رسول خدا در دل دشمنان تاثیر نکند لقمه حرام بود مواظب باشیم...
قال الحسين(ع):
كلكم عاص لامري، مستمع لقولي،
قد انخزلت عطياتكم من الحرام، و ملئت بطونكم من الحرام، فطبع علي قلوبكم.
«همه شما عليه من عصيان مي ورزيد، و سخنان مرا گوش نمي دهيد. (علت آن اين است كه ) عطاهاي شما از مال حرام فراهم آمده و شكم هايتان از حرام انباشته شده است و اين باعث مهر خوردن بر دلهايتان گشته است»

کجاست چشمی که مال یتیم و اموال مسلمین را در روزیش ببیند ایکاش دیده ام آلوده به گناه نبود وگرنه می دیدم آنچه را که باید ...

قطره دریا ست اگر با دریا ست
ورنه آن قطره و دریا ، دریا ست
پی نوشت : از ازل عشق حسین (ع) در دل شیدایم بود جان فشاندن به رهش سرِّ سویدایم بود...
آیت الله خامنه ای :
مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از مردم بيدفاع غزهاند
همه مجاهدان فلسطين و همه مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است.



دیریست که آتش زتــنم می ریزد
صد حنجره خون از سخنم می ریزد
با، بار غمی که روی دوشم ماندست
بر کوه اگر تکیه زنم مـــی ریزد
به یاد ایام سوگواری حضرت سید الشهدا(ع) به یاد کربلای غزه و به یاد چهلمین رو ز فراق از پدر

بعضی وقتا شده یه چیزایی رو ببینی و نتونی تاسف و عصبانیت خودتو در مورد اون موارد بیان کنی؟ برای من که کم اتفاق نیافتاده یکی از این موارد که بهونه نوشتن این چند خط شد بدعتهاییه که به نام دین وارد زند گی امروز ما شده و چون تقدس پیدا کردن مقابله کردن با این موارد خیلی سخته و کسی که فکر چنین کاری به سرش بزنه سریع محکوم به مقابله با شریعت و سنت میشه یکی از این موارد بعضی از آداب سخیفانه عزاداری در ماه محرمه مثلا این علمهای چندین تیغه که هرچه تیغه هایش بیشتر باشه اون هیئت و دسته ریشه دار تر و ارادتشون به حضرت بیشتره !
یکی دیگه انواع آلات موسیقی که در دسته جات زنجیر زنی مورد استفاده قرار میگیره که اونم هرچه صدا و اندازه وتعداد این ادوات بیشتر باشه نشان از درجه خلوص نیت عزادارن داره و یه وقت نباید به ذهن کسی خطور کنه که خدایی نکرده در اثر چشم و همچشمی دو هیئت در یک محله ...
بعضی از خیمه هایی که به نام خیمه عزای حضرت سید الشهدا (ع) تو گوشه کنار هر محله ای این روزا به پاشده . میدانم و حاضرم در این مورد سوگند بخورم که جز معصیت در بعضی از این خیمه ها هیچ اتفاق دیگری نمیافته که یکیش اینه که شده پاتوق آقاپسرا و دختر خانمهایی که به بهانه شرکت در مراسم عزاداری از خونه زدن بیرون و خانواده به خودشون دست مریزاد میگند که الحمدلله بچه مون هم عاقبت بخیر شده...
یه مورد دیگه سد معبر کردن که دیگه تو این یکی حق الناس خوابیده ، چه بسا بیمارانی که در ترافیک این سد معابر اوضاعشون وخیمتر بشه ...
البته مجالس عزادری حضرت سید الشهدا که با خلوص نیت وبسیار با شکوه برگزار میشه هم کم نیست (الحمدلله)
حرف زیاده برای گفتن و حوصله مخاطبان محدود به همین مقدار بسنده می کنم خلاصه اینکه خیلی باید حواسمون جمع باشه که برای چه شخصیت والایی عزاداری می کنیم و رضایت حضرت رو در انجام امورمون به آنچه دلمان می خواهد مقدم بدانیم .
حرف آخر که در حقیقت حرف خودم نیست و مضمون حرف چند دوست و استاد صاحب معرفته و دوست دارم آویزه گوش خودم بشه و هدیه ای برای دوستان اینه : شوری که همراهش شعورمان زیاد نشود نه به درد دنیایمان می خورد نه آخرت .
پی نوشت
میلاد حضرت مسیح مبارک باشه
صد مرده ،زنده می شود از عشق تو حسین(ع)
ارباب ما معلم عیسی بـــن مــریم است
عیــسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت
قنداقه ی حـسین(ع) شرف عرش اعظم است
با یوســفـــش مقایسه کردند نگار گفت
او شاه مصر باشد این شاه عالـــــم است
یکی از دوستان مسیحای دل٫ً چشمه عشق (خواهر گرامیمان سرور) برای مدتی که نمی دونم چقدر طول میکشه و امیدوارم خیلی طولانی نباشه می خواد از جمع وبلاگنویسان خارج بشه که غرض از نوشتن این پی نوشت تشکر از ایشونه بابت همه مطالب زیبایی که ما را میهمان کرد و همه احساسات معنوی و مثبتی که در این چند وقت به ما منتقل کرد خواهر خوبم به یاد همه خوبی هاتون بوده و خواهیم بود شما هم در مناجات های نابتون من و همه دوستان وبلاگ نویس رو فراموش نکن متشکرم .
سفیدی برف امروز و دیروز به همه سیاهی های شهرمون غالب بود
کاش تو قلب زنگار گرفته منم برف می بارید...
پی نوشت :
زان شبی که وعده کردی روز وصل ، روز و شب را می شمارم، روز و شب را، روز و شب
بیش از همگان گناه ما بود ولی
ما را به محبت علی(ع) بخشیدند

این روزا جشنهای زیادی تو سرتا سر کشور به پا میشه جشنهایی که شیعیان حضرت علی (ع) برای گرامیداشت بزرگترین عیدشون که عید ولایت اسوه حق طلبیه برگزار می کنند از یه طرفم دلمون برای یه عده مسلمون که به جرم خواستن حقشون تو محاصره اقتصادی هستند گرفته خصوصا الان که گذشته از بی غذایی هواهم رو به سردی میره و سوختی برای گرم نگاه داشتن خودشان هم ندارند شنیدم که دیگه وسیله چوبی تو منازل مردم این سامان پیدا نمیشه و هرچی بوده برای گرم نگه داشتن خودشون سوزاندند.
ایکاش تو این ایام که ایام سرور اهل بیته خبر مسرت بخشی هم از دیار مردم حق طلب غزه به ما برسد ایکاش...
عید سعید غدیر خم را به همه دوستان تبریک وتهنیت عرض میکنم دنیای مجازی هدیه اش هم مجازیه دیگه این هم
عیدی ما به عنوان دشت و برکت !!
-dab_f.jpg)
ولی از این بهتر حدیثی از حضرته که به عنوان عیدی تقدیم شما دوستان میکنم:
هر کس به خدا توکل کند دشواری ها بر او آسان شده و اسباب برای او فراهم می گردد.
عیدتان مبارک
منجی
فـسرده عارض هر گل که ظاهــرش تو نباشی
خموده قامـــت سروی که باطـنش تو نباشی
امان ز آه نـگاهی کــه قســـمتش تو نباشی
امان ز حســرت شعری که مطلعش تو نباشی
به هر طرف نگـــــــریدم بهار بود و نبودی
چه سود باغ و بهــاری که نرگسش تو نباشی
اگر به کشــتی نوحی مباش راحـــت و ایمن
به گرد باد خطرهاســت که هادیش تو نباشی
اگر چه جنت و رضوان سرای مردم نیـک است
به دوزخ ابـــــدی است که جنتش تو نباشی
خوشا ز نــــغمه بلبـل، تـرانه تو شنــیدن
مثال بوم و غراب است که نغمه اش تو نباشی
چو کرد مردم چشمم شبی شکایـــت هجـرت
ندید کشـــته عشقی که قاتلــش تو نباشــی
اگر چه در گه لطف است قسم به عصر ظهورت
که خاسر دو جهان است که شافعش تو نباشی
به(( مهــدیار)) نماند ز موج حادثــه بـیـــمی
نمانده گمـشده راهی که منجی اش تو نباشی
پی نوشت
۱-دوستان در کانون وبلاگ نویسان مذهبی مصاحبه ای از بنده را در صفحات کانون قرار داده اند در صورت تمایل اینجا را ببینید
۲- ایکاش ندای این همه مسلمان کشورهای عربی به خواب غفلت رفته را بیدار کند ایکاش...
۳- میلاد با سعادت امام هادی(ع) را به همه دوستان تبریک میگم
۴- این هم بوسه خدا حافظی یک خبرنگار عراقی به نمایندگی از مردم کشورش به جرج بوش!!

خواستم در مورد رو زعرفه بنویسم دیدم نرگسی عزیز حق مطلب را به جا آوردن لینکشون گذاشتم شما هم استفاده بفرمایید (هر چی باشه بهتره آب را از سر چشمه نوشید)
نرم افزار دعای عرفه برای موبایل (با فرمت جاوا)
برای هم دیگه دعاکنیم
پی نوشت:
۱- دلم دعای عرفه میخواد...
۲-امروز مطالبی در مورد برخی افراد که با سفر مکه شان باعث آبروریزی شیعیان و ایرانیان می شوند شنیدم که بسیار متاثر شدم که حتی شرم دارم آنها را بیان کنم این شعر هم در وصف این دسته افراده ایکاش در اینگونه سفرها برای حفظ آبروی شیعیان در اعمال و رفتارمان دقت بیشتری کنیم
واجب الحج شدگانی که از این بــــوم وبرند
عازم خانه حـــــــــقند و زحــــق بی خبرند
واجب الحج شده اند امسال از مــــــال کسان
ناکسان بین که به سوی چه کســی ره سپرند
بالله این قافله سالار ریـــــــــــــــا کار دنی
ظاهر آراستــــــــــــگانند ولی بدسیــرند
کاشکی صاعــــــقه ای آید و سـوزد همه را
تا دگر ره از این خانه به مســــــــجد نبرند
در روایت هست از حــضـــرت صادق پرسید
بو بصیر آنکه به تاریخ بـــــــدو رشک برند
که ایا، زاده پیغـــــــــــــــمبر حجاج امسال
گویی از وضع صــــــدا بیش تر از پیش ترند
حضرت آنــــــــگاه دو انگشت مبارک بگشود
گفت بنگر بــــــــــــــشرند اینان یا جانورند
بو بصیر آنگاه با دیده دل کـــــــــــرد نگاه
دید محرم شدگان اکثرشــــــان گاو و خرند
دست شاعرش درد نکنه که حق مطلب را ادا کرده!
کعبه سنگ نشانی است که ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند و ببین یار کجاست
پی نوشت
چیزی برای گفتن ندارم...

بعضی وقتا یه اتفاقاتی تو زندگی ما آدما می افته که نگاهمون رو به دورو برمون خیلی تغییر میده یکیش همین از دست دادن عزیزانمون
کسی که یه عمر به بودنش عادت کردید و یه جورایی بهش وابستگی پیدا کردید یکباره روحش از کنارتون پر میگیره تو آسمونا و جسمش میره زیر خروار ها خاک و شما میمونید یه دنیا خاطره از با او بودنها و غم فراق و آرزوی فقط یکبار دیگه همصحبتی با اون عزیز از دست رفته ...
اگه نبود اعتقادتمان به برزخ و قیامت و... چقدر جانکاه بود جان سپردن و چه جانکاهتر بود برای بازماندگان...
دوستان عزیزم حوصله مقدمه چینی ندارم خواستم در تجربه ای که از روز یکشنبه تا الان بدست آوردم سهیمتون کنم که هم به نوعی پاسخ پیامهای سرشار از محبتتان را داده باشم و هم حق رفاقت را به جا بیارم :
اول اینکه دوستان من هر چقدر هم برام دردناک بود برای دیدن غسل پدرم به غسالخانه بهشت زهرا (س) رفتم واقعا باعث عبرته اگه یه وقت گذرتون افتاد یه سر به غسالخانه بزنید و سرانجام کارفقیر و غنی رو ببینید که سرانجام کار همه ما و عزیزان ماست تازه یه مقدار به حکمت یه حدیث از امام صادق(ع) که فرموده بودند خدایا مرگ را همواره جلوی چشمانمان قرار ده پی بردم ...
ودوم اینکه قدر پدر و مادر و دوستان و نزدیکان خودتون رو بدونید که از یه لحظه بعدمون خبر نداریم اگرچه این پیام خیلی تکراریه ولی نداییه که از یه قلب دردمند بیرون میاد امیدوارم که نیاز به توضیح اضافه تر نداشته باشه.
در آخر لازمه که از همه دوستان عزیزم که به انحاء مختلف در این چند روز اظهار لطف نمودند - اگرچه داغ از دست دادن پدر هنوز هم بر سینه ام سنگینی میکنه و این آتشییه که سرد نمیشه ولی- پیامهای سرشار از مهرشان باعث تسلی خاطرم گردید تشکر کنم :
خواهران وبرادران خوبم
نرگسی عزیز- سرور - هدی - ریحانه -مبینا- منتظر-مرتضی-بشیر-امیر حسین - آرزو- رها - عباس-فرهمند پور-بهار - بورقانی-مهدی دمی زاده- همت-غلامرضا عادل-سید عرفان - سحر- مریم- از دیار چشم خدا - اکرم و ...
از الطافتان به حقیر بسیار سپاسگزارم غفرالله لنا و لکم
اگر یادتان بود شب جمعه با دعایی یادی هم از پدر مرحومم بفرمایید متشکرم
به بهانه هفته بسیج
یکی از دوستان چند وقته پیش در وبلاگ ارزشمندش نوشته بود کجاییم ای شهیدان خدایی!
اول گذاشتم به حساب غلط انشایی ولی بعد دیدم با غرض نوشتند و من با کج فهمی دیر گرفتم که:
کجاییم ای شهیدان خدایی!
این ایام مثله هفته های دیگه ای که به یاد و نام بزرگان ملی مذهبی ما (به معنای واقعیه کلمه) ثبت شده هر ارگان و نهادی سعی می کنه تا با زدن یه ایستگاه صلواتی و یه سنگر و چهارتا ریسه جلوی در اصلی سازمان و... به نوعی فضای شهر و تحولی ببخشه و من وما نوعی رو به یاد اون انسانهای وارسته بیاندازه نمی دونم شایدم یه نوع عادت شده باشه که این کارو انجام بدن شایدم ...بگذریم و بهتره که بگذریم ...

ونمیدونم تا چه اندازه می تونیم نسلهای جدید مون رو با خوردن یه لیوان چای، شیرکاکائو ویا شربت با اسطوره های این سرزمین آشنا کنیم کسانی که چشم تیز بین شون دیگه به ذکر روی لب و تسبیح در دست نیست بلکه عمل افراد رو می بینن اینکه فردای هفته بسیج چه جور کارشون توی اون اداره یا ارگان معطل امضای یه کارمند دون پایه یا رئیس اداره می مونه و خیلی چیزای دیگه که اگه تصمیم نگرفته بودم دیگه پستهای مسیحای دل رو طولانی نکنم یکی یکی مطرح می کردم. چرا نمی خواهیم متوجه شویم الان هم جبهه و جهاد هرکسی اون مسئولیت اجتماعی هست که بر عهده گرفته دانشجو کسب علوم معارف کارگر راه اندازی تولیدات کشور وکارمند ارائه خدمات و ... وهرگونه فرار از مسئولیت فرار از جبهه و جهاد.
گمنام بودن وغربت شهدا حدیث دیروز نیست بلکه حکایت امروزمان است که هدف و ارزشهای راستینی که آنان در پی آن بودند به دست فراموشی سپرده شده . کجاییم ای شهیدان خدایی!

پی نوشت:
یه معذرت خواهی درست و حسابی به همه دوستان بدهکاریم گفتیم دونفری اینجارو اداره کنیم ولی مشکلات کاریمونم بیشتر شد !!
انشا الله به زودی پاسخ محبتتان را می دهیم...
ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید
یکشنبه۳/۹/۸۷:
انا لله و انا الیه راجعون...
خیلی سخته...
تذکری فقط برای خودم...
گویم ز امام صادق (ع) این طرفه حدیث
تا شــــــیعه او به لـوح دل بنگارد
فرمود که بر شـــفاعت ما نـــرسد
آنکس که نـــماز را سـبک بشمارد

ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
((آیه ۲۲۷ سوره مبارکه شعراء))

آه دلسوختگان راه به جایی دارد...
پی نوشت:
در حالیکه چشم امید فلسطینیان که دیگر حتی ((برق)) هم به عنوان یکی از امکانات اولیه زندگی امروز بشر از آنها گرفته شده به حمایت دولتهای عربی است امروز شنیدم که به دعوت ملک عبدالله پادشاه عربستان شیمون پرز اسرائیلی رئیس رژیم صهیونیستی به کنفرانس ادیان دعوت شده و در یک ضیافت شام باهم خوش و بشی داشته اند!
طعم بهشت
وقتی میرم حرم حضرت یه پاتوقی برا خودم دارم تقریبا یه رواق مونده به محل ضریح بالای پله ها می نشینم نمایی که داره دقیقا نمای این عکسه که چند وقت پیش پیداش کردم

نمای خیلی زیباییه هم مشرف به ضریح حضرته هم تقریبا دور از هیا هوی خیلیاست که دوست دارن هر جوری شده دستی به ضریح حضرت برسونن بلکه زیارتشون قبول بشه.
یه وقتایی هم همونجا می شینم و به جای دردودل وزیارتنامه خوندن فقط به زائرای آقا نگاه میکنم اونم لذتش کم نیست می بینی که هر کی چه جوری میاد با آداب رسوم و فرهنگ خاص محلی خودش با حضرت باب درد و دل وا می کنه بعضی وقتا هم با حال معنوی یه نفرشون که بغض گلوشو فشار میده و اشک راهی رو گونه هاش باز می کنه دلم و پرواز می دم ببینم تا کجا می تونه پر بگیره آخ! که چه لذتی داره !
بعضی وقتا هم به خودم میگم بهشت که راهم نمی دن ولی اشکال نداره فک کنم طعم بهشت هم همینطوری باشه !

چشم امیدم به قول حضرته برای بازدیدی که قرار پس بدن اونم هر سه تا جاش که می دونم سخت گرفتارم.
میلاد حضرت ثامن الحجج را به شما دوستان عزیز تبریک میگم

در این روزها که بحث و جنجالهای سیاسی از خاور تا باختر از ((اوباما)) و(( مک کین)) در آمریکا گرفته تا ((کردان)) وغیره در ایران هر روز داغ تر از دیروز می شود و بسیاری از گروهها وجناحها در پیچ وخم دستیابی به آرمانهای صحیح یا باطل خود هر روز وجدان را به مسلخ می برند دلم بیشتر هوای تو را می کند
دوران آمیخته شدن حق و باطل همین زمان است؟( نمی دانم )
روزگار فروش دین برای کسب لقمه نان و روزگار درد بی درمان(( بی دردی )) فکر کنم این سخن را از شهید مطهری در جایی خوانده بودم یا دیگری(نمی دانم)که انسانیت انسان را به داشتن درد ملزم می دانستند اینکه دردمند باشیم درد همنوعان درد همسایگان وشاید درد انتظار ...
به تو می اندیشم این زمان که برای تو می نویسم ؟(نمی دانم)
یا در فکر گرفتن نقاب انتظار برچهره غیر منتظرم هستم . نقاب انتظار... و توچقدر مدعی انتظار داری
یا در فکر نوشتن مطلبی برای مسیحای دل هستم تا باردیگر قسمت ((پست مطلب جدید )) بلاگفا را مورد عنایت نفس سرکشم قرار دهم و چه فرق می کند که برای تو بنویسم یا برای دیگری ...(نقاب انتظار)
دلنوشته برای تو می نویسم ؟
دلنوشته را که هزار بار در رنگ ولعاب ادبیات نگارشی فرو نمی برند و بار دیگر پاک کنند و دوباره از نو...
دلنوشته ای که برایت نوشته شود حکایت دل است که حرف دل را می زند حال فعلش به جای فاعل آمده باشد چه فرق می کند تو که می دانی ...

ولی دلم منتظرهم اگر نیست غروب جمعه که می گیرد.
جمعه ! نه ، هر غروب دلگیرم شاید روزهایم همه جمعه شده اند امروز جمعه، دیروز جمعه ، فردا ... روزگارم جمعه شده است پس کجاست آن جمعه ای که تو می آیی ای مسیحای دل من؟
دشمن را با خون از خانه راندیم ...
ولی
امروز با احترام به درون خانه آوردیمش

حتی به جای نان شب هم ...


وقتی با مترو به سمت جنوب شهر یا کرج می روم خانه های در حال فرو ریختنی را می بینم که فشار یک دیش را هم بر روی بام تحمل می کنند شاید اینگونه با پیشرفت جهانی همراه شوند!!نمی دانم شاید هم بشوند!
شاید بتوان گفت: پی نوشت سلام خدمت همه دوستان عزیزی که با نظرات حکیمانه اشان باب بحثهای مفید را بازنمودند امید که در نهایت امر آنچه که از این قبیل گفت و شنود ها حاصلمان می شود چراغ راهی باشد برای زندگی پر فراز و نشیب اجتماعیمان و اما بعد : ۱- موضوعی که شاید ذهن قشر با دغدغه فرهنگی جامعه رو درگیر کرده همین موضوع امر به معروف ونهی از منکر از دیدگاه مراتب و شرایط آن است از یه طرف بحث خودسازی است و بعد دیگران را امرو نهی کردن از طرفی نمی دانیم کی خودمان ساخته می شویم وتا آن موقع تکلیف امرو نهی کردن از گردن ما ساقط است یانه همواره نسبت به اطرافیانمان مسئولیم حتی اگر از ابعاد مختلف خود را ساخت شده ندانیم همین قدر که رطب نخورده باشیم می توانیم منع رطب نماییم و در همین اندازه که ما از قبح عملی مطلع باشیم و خود به آن مشغولیت نداشته باشیم می توانیم دیگران را امر و نهی کنیم. در میان دوستان دور ونزدیکم با رها شاهد بحث بر سر این موضوع بوده ام اما با توجه به اهمیت این موضوع در دیدگاه بزرگان دین و ائمه هدی و اینکه در هر محفل و مجلسی اشاره ای به این امر خطیر داشته اند وهمواره تک تک مسلمانان را نسبت به جامعه واطرافیانشان مسئول می دانسته اند ((کلکم راع وکلکم مسئول...))و تذکرات متعدد در مورد خطراتی که با فراموش نمودن یا انجام ندادن امر به معروف و نهی از منکرجامعه مسلمین را تهدید می کند داشته اند آنچه که خود به آن معتقد هستم این است که اندیشه ساختن خود و بعد توجه به خوب و بد آنچه در اطراف ما می گذرد شاید منظور نظر بزرگان دین ما نبوده است شما چند نفر از شخصیتهای فرهنگی مان را می شناسید که خود را خود ساخته بدانند که حالا بخواهند دیگران را امر به معروف ونهی از منکر نمایند اگر هم باشند به این موضوع اذعان ندارندپس باید این وظیفه خطیر را بیاندازیم به گردن همان 2 الی 3 نفری که شاید خود را خود ساخته بدانند تا جامعه مسلمین را آباد کنند! !نه مسلما چنین چیزی حربه شیطان است من وما همیشه زخم خورده این تفکر بوده ایم وآنجا که خواسته ایم فریاد بکشیم با اشعار نغزی این چنینی پتک خاموشی بر سرمان کوبیده اند که : عیب کسان منگر و احسان خویش دیده فرو بر به گریبان خویش... یا عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر خوبم وگر بد تو برو خود را باش تو چه دانی که پس پرده که خوب است وکه زشت و من وما هم به دلیل اینکه نمی دانستیم پس پرده که خوب است وکه زشت و دلیل بهتر اینکه گناه دگران بر ما نخواهند نوشت رفتیم پی کار خودمان و دیده فرو بردیم به گریبان خویش و حالا وبعدها وبعدتر ها باید به فکر مداوای زخمی که از این ابیات نغز خوردیم باشیم که چه بشود وچه نشود . البته و صد البته نباید این تفکر مانعی باشد برای اینکه ما به فکر خود سازی باشیم به عبارت بهتر آنچه که خواهر خوبم رها خانم به آن اشاره داشتند به موازات هم باشند.. .من به شخصه خود را خود ساخته نمی دانم ولی همواره خودم را نسبت به اطرافیانم مسئول می دانم و امیدوارم که خدای منان این روحیه را از من نگیرد و به برکت همین احساس مسئولیت به وادی سلوک الی النور راهنماییم کند. 2-در پایان از همه دوستان خوبم که در این بحث شرکت داشتند آقا سینای گل ،خواهران خوبم هدی ، رها ، مامانی هستی ریحانه، سرور و...تشکر فراوان دارم 3-دیگه اینکه بابت 2 روز تاخیر در پاسخگویی به مهربانیتان پوزش می طلبم 4- پاسخ این جمله آقا سینا (( هر چيزي كه ظاهرش بد باشه دليل بر اين نيست كه باطنش هم بد باشه...)) که حالا نمی دونم ظاهر بد دیش ماهواره رو کجاش می دونن!!تو جوابی که به تارا خانم داده بودم می توننند پیدا کنند 5- والسلام علی من اتبع الهدی
زیارت حضرت فاطمه معصومه (س) قسمتتان شد من ودیگر دوستانتان را فراموش نفرمایید
تصمیم دارم انشا الله روز میلاد در جوار حرمش باشم (تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد...)
فکر کنم باید به صورت ویژه این میلاد رو به خواهران گرانقدرم تبریک بگم
(برادرای عزیزم نمی دونم روز ما ها کی میشه؟
)
......................
جواب جاهلان و جواب معاندان در وب سایت آنها
هر چندی یه بار تو یه پیام خصوصی یا ایمیل و... یکی از دوستان از من می خواهند تا به فلان سایت و فلان وبلاگ که هجویاتی نوشته اند( ومتاسفانه کم هم نیستند) برم و یه جواب دندان شکنی به آن هجویات بدهم ... این پست را برای آندسته از دوستانی که به حقیر لطف دارند وتصور می کنند که بنده بهتر از آنها می توانم چنین جریانات سخیفانه ای را مدیریت کنم می نویسم :
دوستان عزیز این وبلاگها به دو دسته کلی تقسیم می شوند عده ای علیرغم داشتن اطلاعات در زمینه های مختلف اطلاعات کمی در مورد مسائل دینی دارند و دغدغه های مذهبی و سئوالاتشان را به گونه ای طرح می نمایند که از این مطالب بوی جسارت به مشام می رسد لکن نویسنده بی غرض (مرض) و جاهلانه این قلم فرسایی را انجام داده است به گونه ای که در پستهای دیگر وب سایت او رشته های از تعلق به مکتب و شریعتمان دیده می شود یا نحوه بیان او بدون پافشاریهای بیمار گونه است
دسته دیگر افرادی هستند که علت تاسیس وب سایتشان بی ارزش جلوه دادن اصول شریعت و جسارت به ساحت مقدس ائمه هدی (علیهم السلام) و هر انچه که برای یک مسلمان ارزش محسوب می شود است و در این راه از هیچ کوششی فروگزار نمی کنند واز هر شبهه و خلایی دستاویزو مستمسکی برای حق جلوه دادن باطل خویش استفاده می کنند بسیار جالب است که بعضا حتی برای نشان دادن سعه صدر خود حتی نظر مخالفین را از وب سایت خود حذف نمی کنند !؟ و البته طرفداران خود را هم دارند ...
نکته ای که می خواستم به آن توجه ویژه فرمایید این است که :
در مورد دسته اول بحث نمودن با منطق با این افراد بسیار مناسب است و پاسخ بسیار خوبی هم می دهد که صد البته کسی که قدم در راه مناظره می گذارد باید خود معلومات خوبی هم داشته باشد تا بتواند جواب شبهات را در سطح آن فرد بدهد (نه افرادی مانند بنده )
مسلما حیات معنوی بخشیدن به یک نفر حتی در همین دنیای مجازی هم ماجور است و مرضی رضای حضرت حق.
اما دسته دوم که باید دقت بیشتر نمود افرادی هستند که به هیچ صراطی مستقیم نیستند به اصطلاح معاندند و اگر چه شما با دلایل عقلی با آنها بحث نمایید بازهم به پله اول باز می گردند و حتی از ادبیات مناظره شما هم اشکال می گیرند تا مقصودتان از آن بحث در چند و چون نمودن بر سر مسائل حاشیه ای تحت الشعاع قرار گیرد به گونه ای که بعد از مدتها وقتی که برای یک فرد می گذارید متوجه می شوید که حتی قدمی هم جهت رساندن آن فرد به حقی که در ذهن خود داشتید برنداشته اید

در آیین مقدس اسلام مجادله با افراد معاند مورد نکوهش قرار گرفته و از آن منع شده ایم ...
نکته دیگر اینکه بعضا این افراد کسانی هستند که به دنبال جلب توجه دیگران به خود هستند چه اینکه این توجه از طریق منفی باشد فقط همینکه آمار بازدیدکنندگان وافرادی که در قسمت نظرات برای آنها پیامی می گذارند بالا رود به منظورو مقصودشان رسیده اند و حتی شاید اعتقاد قلبی هم به نوشته های خود نداشته باشند، بهترین پاسخی که به این افراد در مقابل هجویاتشان می توان داد این است که اصلا به وب سایت آنها مراجعه نکرد و تبلیغ وبلاگشان را که(( ای داد بیداد اسلام در خطر افتاده است)) را در قسمت نظر خواهی وبلاگ دوستان دیگر وارد نکرد. مسلم بدانید اگر کسی که به منظور بیان یک سری هجویات وبلاگی تاسیس می کند خواننده ای نداشته باشد بعد از مدتی به کار خود پایان می دهد بسیار دیده ام که برخی دوستان به بحث با این افراد می پردازند (حتی از قشر دانشگاهی و حوزوی) و آنان را به هدف خود می رسانند...
پی نوشت: 1- تا حالا اینقدر برای پستی مطلب ننوشته بودم ولی این ... پایان مطلب بیانگر این است که حرف برای گفتن خیلی بیشتر بود که به همین مقدار بسنده کرده ام...!!!! 2- از همه دوستانی که مطالب این پست در شان دانسته هایشان نبود پوزش می خواهم
همیشه دوست داشتم از لحاظ فرهنگی اونقدر رشد پیدا کنم تا بتونم تو این وانفسای روزگار که حکومت اخلاق داره کم کم که نه تند تند از جوامع بشری رخت بر می بنده یه قدمی در قد و قواره خودم در راه اعتلای ارزشهای فرهنگیمون بردارم
چرا؟ چون خودمو نسبت به خیلی چیزا و خیلی کسا مدیون می دونستم و راهی بهتر از این برای ادای دین نمی دیدم (یاد خیلیاشون که تو گردباد حوادث مردونه ایستادند تا من و امثال من با فراغ بال در سایه آرامش بشینیم بخیر) یادمه اون موقع که برای کنکور درس می خوندم بعضی وقتا می رفتم بهشت زهرا سر مزارشون باهاشون دردودل میکردم و یه قول وقرارایی می ذاشتم نمیدونم چند تا دیگه مثه من بودن ولی می دونم خیلیا هم بودن که با اونا حشر ونشر داشتن و موقعیکه روح از بدنشون پر می گرفت خیلی قول و قرارا با اونا گذاشتن کم نبودیم و کم نبودن .
امان از نسیان انسان !

دیگه امروزی شدیم ، جامعه رو نتونستیم درست کنیم هیچ خودمونم سپردیم دست همون وانفسای روزگار... همت وباکری و زین الدین ها رفتن تو قصه ها (که ایکاش تو همون قصه ها می رفتن کنار رستم و اسفندیار وسهراب، یاد یه گزارشی افتادم که چند سال پیش پخش شد از یه جوون آنچنانی نسل جدید پرسیدن چرا اسم این اتوبان رو همت گذاشتن گفت:(( برااینکه تو کارامون همت داشته باشیم و تلاش کنیم )) دست پدر ومادرش درد نکنه که آتیشمون زدن ، بابا دیگه اسمشون از بچه هاتون دریغ نکنید حالا رسمشون بماند دیگه کمتر از رستم واسفندیار که نبودن ...) .
البته مسئولیت این بی هویتی رو متوجه مسئولین فرهنگی جامعه هم می دونم اونجایی که بودجه سینمای دفاع مقدس به حدی میرسه که دیگه کار غیر ممکن میشه و فیلمهای بدون محتوای آبی و قرمز و صورتی و زرد و... وانواع واقسام اسمهایی که با کلمه((عشق)) به ذهن بنی بشر میرسه ساخته میشه تا خواسته های نسل جوان براورده بشه !! تا نسل جوان نیازهای واقعیش رو بفهمه چیه و در جامعه سر خورده نشه !! تا نسل جوان بازیگرای محبوبشو باجذابیتهای ویژه خودشون ببینه !! تا نسل جوان جیب کارگردانهاو تهیه کنندگان فیلمها رو دریابه وتا نسل جوان...چه انتظارات نابجایی داریم!...
نمی دونم فردا چه طور میشه و وضعمون بهتر ازاینه که الان هست میشه یا نه؟ ! ولی نگران اون فردایی هستم که با یه جماعتی قراره چشم تو چشم شیم و گزارش قول وقرارامونو بدیم .
یکی از شاگردان امام صادق (ع) برای عیادت خدمت حضرت رسیدند و چون حضرت را بسیار بی رمق دیدند اشک از چشمانشان سرازیر گشت امام فرمودند: چرا گریه می کنی عرض کرد چگونه شما را در این حال ببینم و گریه نکنم امام فر مودند:
(( همانا همه نکویی ها به مومن عرضه می شود اگر اعضای بدن او قطعه قطعه شود برای او خیر است و اگر سرتا سر مشرق تا مغرب را مالک گردد باز برای او خیر است))
شهادت رئیس مکتب تشیع بر شما شیعیان آن حضرت تسلیت باد
به خودش قسم حرف های زیادی دارم
گوشی برای شنیدن می خواهم
می گویی بگو می شنوم
اما من ناتوان از بیان
اگر بگویم متهمم میکنند به زیاده خواهی به کج فهمی به...
بگویم... نگویم... نمی دانم
اگر گویم زبان سوزد اگر ناگفته دارم از آن ترسم که جان سوزد
تا به حال اینگونه خودم را در مانده ندیده بودم
((افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد))
مگر خودت نفرمودی
((ومن یتوکل علی الله فهو حسبه))
به تو توکل می کنم می دانم که تو محرم ناگفته های منی ...
نشسته ام پشت پنجره قلبم تا نسیم رحمتت بازهم صورتم را نوازش دهد ...

ناد علیا مظهر العجائب تجده عونا لک ...

بر چرخ جهان هیچ کسی چیر نشد
از خوردن آدمی زمین سیر نشد
گفتی که به پیری برسم توبه کنم
بسیار جوان مرد و یکی پیر نشد
این کــوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند ســــر زلـــــف نگاری بوده است
این دســـــــته که بر گــردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده ا ست
پی نوشت :
۱- ما در انتظار رویت خورشیدیم...
۲- یکشنبه هفته آینده نقد وبلاگ یکی از دوستان (و البته برادر همسرم آقا رضا) ((سخنی از یک دوست)) انجام می شه انشا الله شرکت می کنم دوستان هم اگه تونستند شرکت کنند 28/7/87 از ساعت 17 الی 19 آدرس : تهران - خیابان سید جمال الدین اسد آبادی - کوچه 21 پارک شفق - فرهنگسرای دانشجو ( سرای کتاب )



