تبليغاتX
مسیحای دل

در زمانهای گذشته فردی بادیه نشین به شیوه پیشینیان جهت جمع کردن آب گودالی در زمین حفر نمود و به امید بارش باران و جمع کردن آب باران در گودال نشست چندی بعد با بارشی که صورت گرفت آب خوبی در این گودال جمع شد مرد آب را در ظرفی ریخت و بعد از مدتی فکر کردن در مورد چه کردن و چه نکردن با آب راهی دربارپادشاه شد تا آب را به رسم پیشکش  تقدیم کند وارد دربار که شد همه با نگاهی کنجکاوانه به ظرف آبی که در دست ان مرد بود به فکر فرو رفتند که پادشاه چه برخوردی با وی خواهد کرد پادشاه استقبال گرمی از آن مرد کرد و در عوض آن ظرف آب سکه های طلا به او داد مرد که از دربار پا بیرون نهاد شاه دستور داد تا آن اب گل آلود را دور بریزند !

چندی پیش این حکایت را از بزرگواری شنیدم و آنچه برایم جالبتر از این داستان بود تفسیری بود که آن بزرگوار داشتند و آن اینکه...

حکایت بادیه نشین و آب گل آلود و دربار پادشاه حکایت غفلت زدگانی چون من است که نمازهای نخ نما شده مان را به درگاه حضرت حق می فرستیم و خدا هم به رویمان نمی آورد ولی...

              

 

 


بابت سر نزدن به وبلاگ دوستان عذر خواهی میکنم انشا الله به زودی خدمت می رسم...

این روزا چندنفر از دوستان بابت امتحاناتی که پیش رو دارند التماس دعا گفتند امیدوارم که خدای ارحم الراحمین دعای این بنده سراپا تقصیرش که بندگان خوبش ظن نیک به او دارند رو به هدف اجابت برسونه (الهی آمین)

نگاشته شده توسط دکتر سید میثم .ی در ساعت 0:23 | لینک  | 

نمی دونم تا حالا  بالا سر کسی که به قول ما ((کد)) خورده و به قول شما داره جون میده بودید یا نه !

در مراکز درمانی گروهی برای انجام عملیات احیا قلبی و ریوی همیشه حضور دارند وقتی تو یکی از بخشهای بیمارستان بیماری وضعیت جسمانیش رو به وخامت میره این گروه با عنوانی مثله(( کد 20 )) یا (( کد 99 )) پیج میشن تا در بالین بیمار حضور پیدا کنند و با انجام عملیات احیا آخرین تلاشهای درمانی جهت بازگرداندن فرد  انجام گیرد برای کسانی که دفعات اولشون باشه که به مشاهده این گروه می پردازن بسیار صحنه نفس گیریه ...

آخرین باری که در یک گروه احیا بر بالین یک بیمار حاضر شدم 3 روز قبل بود که بیمار یه پیر زن سن وسال دار و دیالیزی بود که کسی امید به برگشتش نداشت ولی عمرش به دنیا بودو  عملیات احیا نتیجه داد چه احساس شعفی سراسر وجود آدم رو فرامی گیره وصف ناشدنیه وقتی خبر احیا موفقیت آمیز رو به چشمان نگران و منتظر پشت در میرسونی ...    

                      

غرض اینکه دلم داره به مرحله ای میرسه که نیاز به احیا پیدا کنه اونم نه به دست هر طبیبی بلکه به دست با کفایت مسیحای دلی که دم مسیحاییش کار هزار تا گروه CPR را انجام میده  کاش قبل از اینکه این دل زنگار گرفته ام expire بشه طبیبی که باید برسه ،برسه  کاش چشمان نگران همه اونایی که از عالم باقی منتظر شنیدن شفای دل من و امثال منه گناه آلوده است  لبریز شادی بشه .

                                   

نگاشته شده توسط دکتر سید میثم .ی در ساعت 0:3 | لینک  | 

به چه می اندیشند  در چه فکری بودند  به کجا ره بردند ...

                                  

به چه می اندیشم در چه فکری هستم به کجا خواهم رفت...

                         


 پی نوشت

امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است....

 

نگاشته شده توسط دکتر سید میثم .ی در ساعت 19:42 | لینک  |