از امروز مسیحای دل با کمک همسرم خانم حبیبی به روز میشه و این هم اولین پست ایشون:
اگر (تمکن کفار از مواهب مادی )سبب نمی شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند ، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می شدند خانه هایی قرار می دادیم با سقفهایی از نقره و نردبانهایی که از آن بالا روند وبرای خانه های آنها در ها و تختهایی (زیبا و نقره ای ) قرار میدادیم که بر آن تکیه کنند و انواع وسایل تجملی.
ولی تمام اینها متاع زندگی دنیاست و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است( سوره مبارکه زخرف آیات 33- 34 -35)

با یاری خدا اولین پستم رو با کلامی از او که خیلی برای خودم جالب بوده شروع میکنم
و اون اینکه سعی کنیم ارزشهای مادی ما رو از اصلمون( اینکه از کجا اومدیم و قراره به کجا بریم) غافل نکنه.
تذکری فقط برای خودم...
گویم ز امام صادق (ع) این طرفه حدیث
تا شــــــیعه او به لـوح دل بنگارد
فرمود که بر شـــفاعت ما نـــرسد
آنکس که نـــماز را سـبک بشمارد

ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها
وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
((آیه ۲۲۷ سوره مبارکه شعراء))

آه دلسوختگان راه به جایی دارد...
پی نوشت:
در حالیکه چشم امید فلسطینیان که دیگر حتی ((برق)) هم به عنوان یکی از امکانات اولیه زندگی امروز بشر از آنها گرفته شده به حمایت دولتهای عربی است امروز شنیدم که به دعوت ملک عبدالله پادشاه عربستان شیمون پرز اسرائیلی رئیس رژیم صهیونیستی به کنفرانس ادیان دعوت شده و در یک ضیافت شام باهم خوش و بشی داشته اند!
طعم بهشت
وقتی میرم حرم حضرت یه پاتوقی برا خودم دارم تقریبا یه رواق مونده به محل ضریح بالای پله ها می نشینم نمایی که داره دقیقا نمای این عکسه که چند وقت پیش پیداش کردم

نمای خیلی زیباییه هم مشرف به ضریح حضرته هم تقریبا دور از هیا هوی خیلیاست که دوست دارن هر جوری شده دستی به ضریح حضرت برسونن بلکه زیارتشون قبول بشه.
یه وقتایی هم همونجا می شینم و به جای دردودل وزیارتنامه خوندن فقط به زائرای آقا نگاه میکنم اونم لذتش کم نیست می بینی که هر کی چه جوری میاد با آداب رسوم و فرهنگ خاص محلی خودش با حضرت باب درد و دل وا می کنه بعضی وقتا هم با حال معنوی یه نفرشون که بغض گلوشو فشار میده و اشک راهی رو گونه هاش باز می کنه دلم و پرواز می دم ببینم تا کجا می تونه پر بگیره آخ! که چه لذتی داره !
بعضی وقتا هم به خودم میگم بهشت که راهم نمی دن ولی اشکال نداره فک کنم طعم بهشت هم همینطوری باشه !

چشم امیدم به قول حضرته برای بازدیدی که قرار پس بدن اونم هر سه تا جاش که می دونم سخت گرفتارم.
میلاد حضرت ثامن الحجج را به شما دوستان عزیز تبریک میگم

در این روزها که بحث و جنجالهای سیاسی از خاور تا باختر از ((اوباما)) و(( مک کین)) در آمریکا گرفته تا ((کردان)) وغیره در ایران هر روز داغ تر از دیروز می شود و بسیاری از گروهها وجناحها در پیچ وخم دستیابی به آرمانهای صحیح یا باطل خود هر روز وجدان را به مسلخ می برند دلم بیشتر هوای تو را می کند
دوران آمیخته شدن حق و باطل همین زمان است؟( نمی دانم )
روزگار فروش دین برای کسب لقمه نان و روزگار درد بی درمان(( بی دردی )) فکر کنم این سخن را از شهید مطهری در جایی خوانده بودم یا دیگری(نمی دانم)که انسانیت انسان را به داشتن درد ملزم می دانستند اینکه دردمند باشیم درد همنوعان درد همسایگان وشاید درد انتظار ...
به تو می اندیشم این زمان که برای تو می نویسم ؟(نمی دانم)
یا در فکر گرفتن نقاب انتظار برچهره غیر منتظرم هستم . نقاب انتظار... و توچقدر مدعی انتظار داری
یا در فکر نوشتن مطلبی برای مسیحای دل هستم تا باردیگر قسمت ((پست مطلب جدید )) بلاگفا را مورد عنایت نفس سرکشم قرار دهم و چه فرق می کند که برای تو بنویسم یا برای دیگری ...(نقاب انتظار)
دلنوشته برای تو می نویسم ؟
دلنوشته را که هزار بار در رنگ ولعاب ادبیات نگارشی فرو نمی برند و بار دیگر پاک کنند و دوباره از نو...
دلنوشته ای که برایت نوشته شود حکایت دل است که حرف دل را می زند حال فعلش به جای فاعل آمده باشد چه فرق می کند تو که می دانی ...

ولی دلم منتظرهم اگر نیست غروب جمعه که می گیرد.
جمعه ! نه ، هر غروب دلگیرم شاید روزهایم همه جمعه شده اند امروز جمعه، دیروز جمعه ، فردا ... روزگارم جمعه شده است پس کجاست آن جمعه ای که تو می آیی ای مسیحای دل من؟
دشمن را با خون از خانه راندیم ...
ولی
امروز با احترام به درون خانه آوردیمش

حتی به جای نان شب هم ...


وقتی با مترو به سمت جنوب شهر یا کرج می روم خانه های در حال فرو ریختنی را می بینم که فشار یک دیش را هم بر روی بام تحمل می کنند شاید اینگونه با پیشرفت جهانی همراه شوند!!نمی دانم شاید هم بشوند!
شاید بتوان گفت: پی نوشت سلام خدمت همه دوستان عزیزی که با نظرات حکیمانه اشان باب بحثهای مفید را بازنمودند امید که در نهایت امر آنچه که از این قبیل گفت و شنود ها حاصلمان می شود چراغ راهی باشد برای زندگی پر فراز و نشیب اجتماعیمان و اما بعد : ۱- موضوعی که شاید ذهن قشر با دغدغه فرهنگی جامعه رو درگیر کرده همین موضوع امر به معروف ونهی از منکر از دیدگاه مراتب و شرایط آن است از یه طرف بحث خودسازی است و بعد دیگران را امرو نهی کردن از طرفی نمی دانیم کی خودمان ساخته می شویم وتا آن موقع تکلیف امرو نهی کردن از گردن ما ساقط است یانه همواره نسبت به اطرافیانمان مسئولیم حتی اگر از ابعاد مختلف خود را ساخت شده ندانیم همین قدر که رطب نخورده باشیم می توانیم منع رطب نماییم و در همین اندازه که ما از قبح عملی مطلع باشیم و خود به آن مشغولیت نداشته باشیم می توانیم دیگران را امر و نهی کنیم. در میان دوستان دور ونزدیکم با رها شاهد بحث بر سر این موضوع بوده ام اما با توجه به اهمیت این موضوع در دیدگاه بزرگان دین و ائمه هدی و اینکه در هر محفل و مجلسی اشاره ای به این امر خطیر داشته اند وهمواره تک تک مسلمانان را نسبت به جامعه واطرافیانشان مسئول می دانسته اند ((کلکم راع وکلکم مسئول...))و تذکرات متعدد در مورد خطراتی که با فراموش نمودن یا انجام ندادن امر به معروف و نهی از منکرجامعه مسلمین را تهدید می کند داشته اند آنچه که خود به آن معتقد هستم این است که اندیشه ساختن خود و بعد توجه به خوب و بد آنچه در اطراف ما می گذرد شاید منظور نظر بزرگان دین ما نبوده است شما چند نفر از شخصیتهای فرهنگی مان را می شناسید که خود را خود ساخته بدانند که حالا بخواهند دیگران را امر به معروف ونهی از منکر نمایند اگر هم باشند به این موضوع اذعان ندارندپس باید این وظیفه خطیر را بیاندازیم به گردن همان 2 الی 3 نفری که شاید خود را خود ساخته بدانند تا جامعه مسلمین را آباد کنند! !نه مسلما چنین چیزی حربه شیطان است من وما همیشه زخم خورده این تفکر بوده ایم وآنجا که خواسته ایم فریاد بکشیم با اشعار نغزی این چنینی پتک خاموشی بر سرمان کوبیده اند که : عیب کسان منگر و احسان خویش دیده فرو بر به گریبان خویش... یا عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر خوبم وگر بد تو برو خود را باش تو چه دانی که پس پرده که خوب است وکه زشت و من وما هم به دلیل اینکه نمی دانستیم پس پرده که خوب است وکه زشت و دلیل بهتر اینکه گناه دگران بر ما نخواهند نوشت رفتیم پی کار خودمان و دیده فرو بردیم به گریبان خویش و حالا وبعدها وبعدتر ها باید به فکر مداوای زخمی که از این ابیات نغز خوردیم باشیم که چه بشود وچه نشود . البته و صد البته نباید این تفکر مانعی باشد برای اینکه ما به فکر خود سازی باشیم به عبارت بهتر آنچه که خواهر خوبم رها خانم به آن اشاره داشتند به موازات هم باشند.. .من به شخصه خود را خود ساخته نمی دانم ولی همواره خودم را نسبت به اطرافیانم مسئول می دانم و امیدوارم که خدای منان این روحیه را از من نگیرد و به برکت همین احساس مسئولیت به وادی سلوک الی النور راهنماییم کند. 2-در پایان از همه دوستان خوبم که در این بحث شرکت داشتند آقا سینای گل ،خواهران خوبم هدی ، رها ، مامانی هستی ریحانه، سرور و...تشکر فراوان دارم 3-دیگه اینکه بابت 2 روز تاخیر در پاسخگویی به مهربانیتان پوزش می طلبم 4- پاسخ این جمله آقا سینا (( هر چيزي كه ظاهرش بد باشه دليل بر اين نيست كه باطنش هم بد باشه...)) که حالا نمی دونم ظاهر بد دیش ماهواره رو کجاش می دونن!!تو جوابی که به تارا خانم داده بودم می توننند پیدا کنند 5- والسلام علی من اتبع الهدی
زیارت حضرت فاطمه معصومه (س) قسمتتان شد من ودیگر دوستانتان را فراموش نفرمایید
تصمیم دارم انشا الله روز میلاد در جوار حرمش باشم (تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد...)
فکر کنم باید به صورت ویژه این میلاد رو به خواهران گرانقدرم تبریک بگم
(برادرای عزیزم نمی دونم روز ما ها کی میشه؟
)
......................
جواب جاهلان و جواب معاندان در وب سایت آنها
هر چندی یه بار تو یه پیام خصوصی یا ایمیل و... یکی از دوستان از من می خواهند تا به فلان سایت و فلان وبلاگ که هجویاتی نوشته اند( ومتاسفانه کم هم نیستند) برم و یه جواب دندان شکنی به آن هجویات بدهم ... این پست را برای آندسته از دوستانی که به حقیر لطف دارند وتصور می کنند که بنده بهتر از آنها می توانم چنین جریانات سخیفانه ای را مدیریت کنم می نویسم :
دوستان عزیز این وبلاگها به دو دسته کلی تقسیم می شوند عده ای علیرغم داشتن اطلاعات در زمینه های مختلف اطلاعات کمی در مورد مسائل دینی دارند و دغدغه های مذهبی و سئوالاتشان را به گونه ای طرح می نمایند که از این مطالب بوی جسارت به مشام می رسد لکن نویسنده بی غرض (مرض) و جاهلانه این قلم فرسایی را انجام داده است به گونه ای که در پستهای دیگر وب سایت او رشته های از تعلق به مکتب و شریعتمان دیده می شود یا نحوه بیان او بدون پافشاریهای بیمار گونه است
دسته دیگر افرادی هستند که علت تاسیس وب سایتشان بی ارزش جلوه دادن اصول شریعت و جسارت به ساحت مقدس ائمه هدی (علیهم السلام) و هر انچه که برای یک مسلمان ارزش محسوب می شود است و در این راه از هیچ کوششی فروگزار نمی کنند واز هر شبهه و خلایی دستاویزو مستمسکی برای حق جلوه دادن باطل خویش استفاده می کنند بسیار جالب است که بعضا حتی برای نشان دادن سعه صدر خود حتی نظر مخالفین را از وب سایت خود حذف نمی کنند !؟ و البته طرفداران خود را هم دارند ...
نکته ای که می خواستم به آن توجه ویژه فرمایید این است که :
در مورد دسته اول بحث نمودن با منطق با این افراد بسیار مناسب است و پاسخ بسیار خوبی هم می دهد که صد البته کسی که قدم در راه مناظره می گذارد باید خود معلومات خوبی هم داشته باشد تا بتواند جواب شبهات را در سطح آن فرد بدهد (نه افرادی مانند بنده )
مسلما حیات معنوی بخشیدن به یک نفر حتی در همین دنیای مجازی هم ماجور است و مرضی رضای حضرت حق.
اما دسته دوم که باید دقت بیشتر نمود افرادی هستند که به هیچ صراطی مستقیم نیستند به اصطلاح معاندند و اگر چه شما با دلایل عقلی با آنها بحث نمایید بازهم به پله اول باز می گردند و حتی از ادبیات مناظره شما هم اشکال می گیرند تا مقصودتان از آن بحث در چند و چون نمودن بر سر مسائل حاشیه ای تحت الشعاع قرار گیرد به گونه ای که بعد از مدتها وقتی که برای یک فرد می گذارید متوجه می شوید که حتی قدمی هم جهت رساندن آن فرد به حقی که در ذهن خود داشتید برنداشته اید

در آیین مقدس اسلام مجادله با افراد معاند مورد نکوهش قرار گرفته و از آن منع شده ایم ...
نکته دیگر اینکه بعضا این افراد کسانی هستند که به دنبال جلب توجه دیگران به خود هستند چه اینکه این توجه از طریق منفی باشد فقط همینکه آمار بازدیدکنندگان وافرادی که در قسمت نظرات برای آنها پیامی می گذارند بالا رود به منظورو مقصودشان رسیده اند و حتی شاید اعتقاد قلبی هم به نوشته های خود نداشته باشند، بهترین پاسخی که به این افراد در مقابل هجویاتشان می توان داد این است که اصلا به وب سایت آنها مراجعه نکرد و تبلیغ وبلاگشان را که(( ای داد بیداد اسلام در خطر افتاده است)) را در قسمت نظر خواهی وبلاگ دوستان دیگر وارد نکرد. مسلم بدانید اگر کسی که به منظور بیان یک سری هجویات وبلاگی تاسیس می کند خواننده ای نداشته باشد بعد از مدتی به کار خود پایان می دهد بسیار دیده ام که برخی دوستان به بحث با این افراد می پردازند (حتی از قشر دانشگاهی و حوزوی) و آنان را به هدف خود می رسانند...
پی نوشت: 1- تا حالا اینقدر برای پستی مطلب ننوشته بودم ولی این ... پایان مطلب بیانگر این است که حرف برای گفتن خیلی بیشتر بود که به همین مقدار بسنده کرده ام...!!!! 2- از همه دوستانی که مطالب این پست در شان دانسته هایشان نبود پوزش می خواهم
