همیشه دوست داشتم از لحاظ فرهنگی اونقدر رشد پیدا کنم تا بتونم تو این وانفسای روزگار که حکومت اخلاق داره کم کم که نه تند تند از جوامع بشری رخت بر می بنده یه قدمی در قد و قواره خودم در راه اعتلای ارزشهای فرهنگیمون بردارم
چرا؟ چون خودمو نسبت به خیلی چیزا و خیلی کسا مدیون می دونستم و راهی بهتر از این برای ادای دین نمی دیدم (یاد خیلیاشون که تو گردباد حوادث مردونه ایستادند تا من و امثال من با فراغ بال در سایه آرامش بشینیم بخیر) یادمه اون موقع که برای کنکور درس می خوندم بعضی وقتا می رفتم بهشت زهرا سر مزارشون باهاشون دردودل میکردم و یه قول وقرارایی می ذاشتم نمیدونم چند تا دیگه مثه من بودن ولی می دونم خیلیا هم بودن که با اونا حشر ونشر داشتن و موقعیکه روح از بدنشون پر می گرفت خیلی قول و قرارا با اونا گذاشتن کم نبودیم و کم نبودن .
امان از نسیان انسان !

دیگه امروزی شدیم ، جامعه رو نتونستیم درست کنیم هیچ خودمونم سپردیم دست همون وانفسای روزگار... همت وباکری و زین الدین ها رفتن تو قصه ها (که ایکاش تو همون قصه ها می رفتن کنار رستم و اسفندیار وسهراب، یاد یه گزارشی افتادم که چند سال پیش پخش شد از یه جوون آنچنانی نسل جدید پرسیدن چرا اسم این اتوبان رو همت گذاشتن گفت:(( برااینکه تو کارامون همت داشته باشیم و تلاش کنیم )) دست پدر ومادرش درد نکنه که آتیشمون زدن ، بابا دیگه اسمشون از بچه هاتون دریغ نکنید حالا رسمشون بماند دیگه کمتر از رستم واسفندیار که نبودن ...) .
البته مسئولیت این بی هویتی رو متوجه مسئولین فرهنگی جامعه هم می دونم اونجایی که بودجه سینمای دفاع مقدس به حدی میرسه که دیگه کار غیر ممکن میشه و فیلمهای بدون محتوای آبی و قرمز و صورتی و زرد و... وانواع واقسام اسمهایی که با کلمه((عشق)) به ذهن بنی بشر میرسه ساخته میشه تا خواسته های نسل جوان براورده بشه !! تا نسل جوان نیازهای واقعیش رو بفهمه چیه و در جامعه سر خورده نشه !! تا نسل جوان بازیگرای محبوبشو باجذابیتهای ویژه خودشون ببینه !! تا نسل جوان جیب کارگردانهاو تهیه کنندگان فیلمها رو دریابه وتا نسل جوان...چه انتظارات نابجایی داریم!...
نمی دونم فردا چه طور میشه و وضعمون بهتر ازاینه که الان هست میشه یا نه؟ ! ولی نگران اون فردایی هستم که با یه جماعتی قراره چشم تو چشم شیم و گزارش قول وقرارامونو بدیم .
یکی از شاگردان امام صادق (ع) برای عیادت خدمت حضرت رسیدند و چون حضرت را بسیار بی رمق دیدند اشک از چشمانشان سرازیر گشت امام فرمودند: چرا گریه می کنی عرض کرد چگونه شما را در این حال ببینم و گریه نکنم امام فر مودند:
(( همانا همه نکویی ها به مومن عرضه می شود اگر اعضای بدن او قطعه قطعه شود برای او خیر است و اگر سرتا سر مشرق تا مغرب را مالک گردد باز برای او خیر است))
شهادت رئیس مکتب تشیع بر شما شیعیان آن حضرت تسلیت باد
به خودش قسم حرف های زیادی دارم
گوشی برای شنیدن می خواهم
می گویی بگو می شنوم
اما من ناتوان از بیان
اگر بگویم متهمم میکنند به زیاده خواهی به کج فهمی به...
بگویم... نگویم... نمی دانم
اگر گویم زبان سوزد اگر ناگفته دارم از آن ترسم که جان سوزد
تا به حال اینگونه خودم را در مانده ندیده بودم
((افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد))
مگر خودت نفرمودی
((ومن یتوکل علی الله فهو حسبه))
به تو توکل می کنم می دانم که تو محرم ناگفته های منی ...
نشسته ام پشت پنجره قلبم تا نسیم رحمتت بازهم صورتم را نوازش دهد ...

ناد علیا مظهر العجائب تجده عونا لک ...

بر چرخ جهان هیچ کسی چیر نشد
از خوردن آدمی زمین سیر نشد
گفتی که به پیری برسم توبه کنم
بسیار جوان مرد و یکی پیر نشد
این کــوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند ســــر زلـــــف نگاری بوده است
این دســـــــته که بر گــردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده ا ست
پی نوشت :
۱- ما در انتظار رویت خورشیدیم...
۲- یکشنبه هفته آینده نقد وبلاگ یکی از دوستان (و البته برادر همسرم آقا رضا) ((سخنی از یک دوست)) انجام می شه انشا الله شرکت می کنم دوستان هم اگه تونستند شرکت کنند 28/7/87 از ساعت 17 الی 19 آدرس : تهران - خیابان سید جمال الدین اسد آبادی - کوچه 21 پارک شفق - فرهنگسرای دانشجو ( سرای کتاب )
دمی باغم به سر بردن جهان یکسر نمی ارزد
به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد
به کوی می فروشانش به جامی بر نمی گیرند
زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمی ارزد
آقا یا خانم... که این همه ادعای دین داشت رو دیدی چه جوری وا داد؟
فلانی که نمازاش همیشه اول وقت بود و همیشه مثلا ما رو امر به معروف می کرد دیدی چی کار کرد دیگه از ما چه توقعیه؟
و...

یه مطلبی که باعث ناراحتیم میشه اینه که هر چندی یه بار به یه نفر بر می خورم که دلیل تارک دین و نماز شدنش رو با یه جمله مثله جمله های بالا بیان می کنه .
این ایمان آوردن سطحی (مثه خودم) که با وزش نسیمی از جا کنده میشه با دیدن یه صورت خوش میادو بابا دیدن یه صورت ناخوش میره چقدر ارزش داره . حدیثی با این مضمون که دین با رجالش شناخته نمی شود را یه زمانی شنیده بودم تا چند وقت فکرم و مشغول کرده بود ولی رسیدم به اون چیزی که باید ...
چرا جوونا ی ما اونقدر عمق ایمانشون باید کم با شه که با دیدن خطیئه ای از یک رجل (حالا هرکی ...) از دین و عقبی ببرند؟
پی نوشت :یکی از دوستان که هیچگاه لطفشان را از مسیحای دل دریغ نکرده اند دروبلاگشان( زگهواره تاگور دانش بجوی) از دوستان خواسته بودند تا پندی دهند دیدم خالی از لطف نیست اینجا هم همان مطلبی را که برایشان نوشتم بنویسم تا هم تذکری برای خودم باشد و هم دوستان.
یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور

خداوند خیانت چشمها و آنچه در دلها پنهان است را می داند
(سوره مبارکه غافر آیه 19)

بیت المقدس شهری است با قدمت هزاران سال که هم اکنون در سیطره صهیونیسم است که به علت مقدس بودن این سرزمین به دلیل وجود اماکن مورد احترام ادیان اسلام مسیحیت ویهودیت مورد توجه بسیار قرار دارد.
به جهت وجود قبله اول مسلمین وتقدسی که در شریعتمان برای این سرزمین(( خصوصا مسجد الاقصی)) قائل است این قسمت از کره خاکی کانون توجه مسلمان نیز می باشد .
آنچه که بارها و بارها به عنوان مسجد الاقصی به ما نشان داده اند عکس زیر((قبه الصخره)) است

ولی آیا می دانیم که حفاریهای عظیم صهیونیسم در زیر(( بنای اصلی مسجد)) که در عکس زیر مشخص گردیده انجام می شود ؟ بله مسجد الاقصای واقعی که در معرض نابودی است نه آن چیزی است که به ما گفته اند

فاصله را ببینید

اما غرض از نوشتن این مطلب آن است که بدانیم تا چه اندازه یک تبلیغ می تواند اذهان را به سمت و سویی سوق دهد که مراد مبلغ است خصوصا آنکه آن فرد تبیلغ کننده دارای بوقهای تبلیغاتی بسیار و شبکه های خبرگزاری فراوان باشد و چه قدر نگران کننده است که این مبلغ خطا کار باشد آن وقت چیزی از حقیقت باقی می ماند؟نمی ماند .
آیا هر مطلبی که بر سر زبانها بسیار چرخید و در هر محفلی بیان شد از صحت کامل برخوردار است عقل سلیم در برابر این سئوال چه جوابی می دهد؟
ولی بسیاری از ما در ناخوداگاهمان در برابر این نوع تبلغات مسموم تسلیم می شویم و به انجایی می رویم که نباید.
پی نوشت:
۱ - کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف از این بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خرسند آنکسی است که بخشیده می شود
۲- دوستان در حق هم دعاکنیم
۳- پیشاپیش عیدتان مبارک
